گل

You are currently browsing articles tagged گل.

هر طور فکر می کنم؛ این نوروز مثل سال های گذشته نیست.

هیچ حالی نمیده به آدم. ترافیک خیابونا قبل از سال تحویل کمتر از سال های گذشته بود و ترافیک بعد از سال تحویل به نسبت سال های پیش بیشتر بود.

این یعنی قدرت خرید مردم و توان اقتصادی شون کاسته شده. امیدوارم با این حرف من به تیریج قبای بعضی ها بر نخوره.

یک نکته دیگه بی حالی امسال سردی هواست. هر سال این موقع برگ ها جوانه زده بودن و لکه های سبز رنگ روی درخت های چنار خیابون ولیعصر تهران خودنمایی می کرد. امسال از اینا هم خبری نبود.

ولی باز امیدواریم که امسال خوب باشه. خوش یمن باشه برامون. سال اژدها هست یا نهنگ، امیدوارم اگه جنس ها ارزون تر نمیشه اقلا گرون تر نشه. اما زهی خیال باطل. پارسال از رستوران اداره قورمه سبزی می خریدیم دو هزار تومن. امسال شده دو هزار و چهارصد تومن.

خوب بسه دیگه دارم بین این همه گل و بلبل غرق میشم.

Tags: , , , , , , , , , , , , ,

رستنی‌ها کم نیست،
من و تو کم بودیم،
خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم!

گفتنی‌‌ها کم نیست،
من و تو کم گفتیم،
مثل هذیان دم مرگ،
از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم. Read the rest of this entry »

Tags: , , , , , , , ,

نماز
شاخه ای گل در دست
شاعری قامت بست
بعد با نام خدا
چند رکعت تن گل را بویید

تسلسل
و زمین می‌گردید
شاعری می‌پژمرد
عارفی جان می‌داد
زاهدی غسل جنابت می‌کرد!
و زمین می‌گردید…

نوشداروی طرح ژنریک / سیدحسن حسینی / انتشارات سوره مهر / چاپ چهارم

Tags: , , , , , , , , , , ,

داستان من قصه سینه ایست که دنبال هوا می‌گردد. تو بوی باران می‌دهی. بوی شبنم‌های جا خوش کرده بر برگ برگ گل برگ‌های رز سرخ. هوای توست. نه عاشقی من. هوای آدمی که حوایی شده است و در این بیغوله که عشق در گرانی هیچ است شانه می‌خواهد.
هوای من است که آلوده ست. پر از حسرت گفتن. سرشار از گفتار هیچ. می‌خواهد فریاد بزند اما نمی‌داند چرا نفس نمی‌آید.
نَفَسَش، نَفْسْ. آدم:قاتل.
باران هم نمی‌آید. تقویم هم برای ما شاخ شده است.
با دهن کجی می‌گوید سه روز دیگر را می‌گویند تابستان. من نمی‌گیرم. من باران می‌خواهم. عطر تو را می‌خواهم.
برگ برگ تقویم روز توست.
راستی می‌دانی؟ می‌گفت تو را بسیار دوست دارم و این را نمی‌توانم به تو بفهمانم.
می‌گفتم سرشار احساسم اما عاقل‌تر از آنم که احساس ضربه‌ام کند.
شاید بلد نیستم در چشمانت زل بزنم و دوستت دارم را به جاری ترین واژه بیان کنم.
زلالی عشق؟! شاید!
آیا من عاشقم؟
یا مثل جوان‌های بیست و چند ساله مدام می‌گویم: «من زن می‌خوام. وگرنه میرم معتاد میشما!»
تو+من=ما
معادله ساده است. ساده تر از ۴=۲×۲
جواب: من از تو دورم.
دلمان همین نزدیکی ست.
زیر سایه تک درخت.
پا دراز کرده.
خنکای هوا را روی شانه های هم قسمت می‌کنیم.
راستی می‌دانی چه دوست دارم؟
ماشین را روشن کنیم.
بزنیم به کویر. کویر را بیشتر از کوه دوست دارم. اگر دوست نداشته باشم، این ماشین من جان بالا رفتن از همین سربالایی خیابان ولیعصر را هم ندارد.
می‌رویم یک درخت تک گیر می آوریم.
من روی سینه ات سر می‌گذارم.
خواب شاعرانه عطر نسترن و یاسمن می‌بینم و در این بی آبی نوار شر شر آب گوش می‌دهیم.
نه
تا تو هستی خواب می‌خواهم چه کنم.
ببخش روده دراز من از اینجاست تا به بیرجند. از اینجا تا به بیرجند خیلی راهه …
هر وقت نمی‌توانم از سینی بگویم که به ت ختم می‌شود، زبان به عشق می‌چرخانم.
شاید این چرخ بچرخد.

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , ,

دختر روی پله قطار نشسته بود. نگاهش می کردم. چشماش قرمز شده بود و سعی می‌کرد نگاهش رو از من مخفی کنه.
دست به چشماش می‌کشید. اشک‌هاش رو پاک کرد. زیپ کیفش رو باز کرد. یک شاخه گل سرخ درآورد و گذاشت کنار پله‌ای که نشسته بود. بلند شد و رفت کنار در ایستاد.
در باز شد. دختر رفت. هر کسی که رد می‌شد به اون شاخه گل سرخ نگاه می‌کرد، چیزی می‌گفت و می‌رفت.
یک آقایی از پله‌ها پایین اومد. موهای جوگندمی داشت. گل رو برداشت و از در بیرون رفت. گل رو بو می‌کرد. گل سرخ بوی فراق می‌داد.
شب شده بود. سوار قطار بودم بازهم. توی یکی از ایستگاه‌ها دختر و پسری کنار هم نشسته بودن. صحبت می‌کردن و من لابه‌لای فشار جمعیت گل رزی رو توی دستای دختر می‌دیدم که نگاهش دوخته شده بود به لب‌های پسر.

Tags: , , , , , , , , , , , ,

:((

وقتی از زمین و آسمون برات بدی میرسه و بدشانسی، چه گلی به سرت میگیری؟

Tags: , , , ,


خیلی گلی عزیزم. خیلی خانومی. از خجالتت درمیام. قول میدم.
قول قول خانوم گل

Tags: , , ,

« Older entries