دانشگاه رفتن توی این ایران مصیبت داره. فوق دیپلم یا لیسانس رو توی یک دانشگاه در پیت بخونی و بعد بیای توی یکی از بهترین دانشگاه های ایران با بهترین امکانات و با یک فاصله نزدیک به منزل لیسانس بگیری.
این داستان منه. داتانی که الآن دارم توی دانشکده خبر می نویسم.
حالا اینجام. بعد از یک سال و خورده ای که از دانشگاه آزاد گلپایگان فارغ التحصیل شدم.
یادش بخیر که برای یک درس دوساعته چقدر مصیبت می کشیدیم. یادش بخیر که سرویس نبود و از این دهات تا اون دهات رو سوار تراکتور می شدیم. یادش بخیر که جلوی دانشگاه رو تاپاله گاو پر کرده بود. یادش بخیر که اون همه پول ازمون می گرفتن و برای یک پرس غذا هزار جور بدبختی می کشیدیم. یادش بخیر که منت اون مرغ ها رو به سرمون می ذاشتن.
تموم شد. از منت رییس دانشگاه و معاون راحت شدیم. خدا رو شکر. لازم نیست اون همه پول رو بریزیم تو حلقوم دانشگاه آزاد واحد گلپایگان. با اینکه گلپایگان نبود و جایی بود بین گوگد و سعیدآباد. جایی به اسم فقستون.
حالا اومدم اینجا تا مثل بچه آدم کار کنم و درس بخونم. در جایی به اسم دانشکده خبر. چهارراه قصر.
از امروز شروع می کنم. الهی به امید تو.
متاسفانه دانشکده خبر با این ابهتش سایت نداره
عکس های دانشگاه آزاد گلپایگان در سایت بسیج این دانشگاه
You are currently browsing articles tagged گاو.
Tags: آزاد, تاپاله, دانشگاه, دانشگاه آزاد, دانشگاه آزاد گلپایگان, سرویس, سعید آباد, فوق دیپلم, لیسانس, مصیبت, پرس, چهار راه قصر, گاو, گلپایگان, گوگد
یافتم، یافتم. نخیر. اشتباه نکنید، من هیچ نسبتی با ارشمیدس خدابیامرز ندارم. من اسم حیوانات سال ها رو اینجا یافتم.
موش، گاو، پلنگ، خرگوش، نهنگ، مار، اسب، گوسفند، میمون، مرغ، سگ، خوک
موش و بقره(گاو) و پلنگ و خرگوش شمار
زان چهار چو بگذری نهنگ آید و مار
آنگاه به اسب و گوسفند است حساب
حمدونه(میمون) و مرغ و سگ و خوک آخر کار
Tags: اسب, بقره, حمدونه, خرگوش, خوک, سگ, مار, مرغ, موش, میمون, نهنگ, پلنگ, گاو, گوسفند