تبلیغات توی دنیای امروز چنان مهم و مؤثر هست که نیازی به توضیح اضافه نداره.
میگن یک روز به یه آدم خیلی پولدار میگن اگه تمام ثروتت رو ازت بگیریم و به جاش ۱۰۰دلار بهت بدیم چی کار می کنی؟
طرف میگه با ۱۰دلارش رو سرمایه گذاری می کنم و ۹۰دلار بقیه رو برای تبلیغات خرج می کنم.
این یعنی تاثیر تبلیغات. اما آیا توی کشور ما هم برای تبلیغات انقدر ارزش قائل میشن؟
اگه به بیلبورد ها و تابلوهای تبلیغاتی تو سطح شهر نگاه کنید، میبینید که محصولات خارجی از این بازار مکارهای که اسمش کشور مصرف گرای ایران هست دارن بیشترین استفاده رو می برن و با زیباترین تبلیغات.
حالا ما ایرانی ها به خاطر همون تفکراتمون هم عقب افتادیم و هم تو فکر همون از هم چاپیدن هامون حتی توی بازاریابی و تبلیغ هستیم.
تبلیغ نسکافه تو ایران، آخرین اونها هست. یه مشت پسر ژیگول و خوشگل رو گذاشتن توی یک عکس و چپوندن توی یک کیوسک تلفن.
You are currently browsing articles tagged کیوسک.
Tags: WTO, بیلبورد, تابلو, تبلیغات, تلفن, خانوم, دلار, سرمایه گذاری, شرکت, مترو, مصرف, مکاره, نستله, نسکافه, پسر, کیوسک, یونیفرم
اون روزا وقتی که از جلوی کیوسک روزنامه فروشی آقای صارمی که رد میشدم و عکس برادرش که تازه شهید شده بود رو میدیدم، درست و حسابی نمیدونستم خبرنگاری چیه. حالا امروز اسم ما هم شده خبرنگار.
حالا اگه نونی از این خبرنگاری بهمون برسه، یک لقمه میخوریم و یک لقمه کنار می ذاریم. شاید یک روزی نونمون بریده بشه.
سیب که بالا میافته، هزار دور میچرخه تا زمین برسه.
فردا روز خبرنگاره.
نمیدونیم فردا چی میشه، ولی دلمون رو خوش میکنیم به همین لحظههای زود گذر که برای هم لاو میترکونیم.
راستی ببخشید که اسممون خبرنگاره و تمام زوطمون توی پررویی هامنه.
شما ببخش.
این یک لقمه نون ما رو آجر نکن.
Tags: آجر, خبرنگار, روز خبرنگار, روزنامه فروشی, سیب, شهید, صارمی, فردا, لاو, لقمه, نون, کیوسک