چشم

You are currently browsing articles tagged چشم.

از پس تپش های بی پایان دلم بر نمی آیم

دل آشوبی دارم که اگر دریا بود

هیچ کشتی رویش دوام نمی آورد

هم میدانم هم نمیدانم این چه حس قریبی است

انتظار دیدن تو تماشا نظاره نگاه دیدار

برای آنگاه که نگاهت چشمانم را نوازش کند بانو

دل آشوب دارم دلهره دلدار دلنواز من

بغض میکنم، داغ میکنم

چشمانم گر میگیرد و تنم از حرارت آفتاب عالم تاب

که نمیدانم تو اینک کجای این عالم کوچک این زمینی بانو حوا

خیالم تویی نگاهم تویی صدایم تویی هوایم تویی غذایم تویی قضایم تویی بانوی من باش

لیلی من باش شیرین من باش تهمینه ام باش حوای من باش

دلم آشوب است بانو بانو بانو بانو بانو بانو بانو بانو بانو بانو بانو

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

من دلم آغوش می خواهد، دلم بوسه می خواهد. دلم تو را می خواهد و فقط تو را.

من همانم که بودم. من همانی هستم که می بینی. هم همانی که هستم پشت فرمان و هم پشت گوشی.

من تو را فقط به خاطر تو می خواهم.

اما وقتی که بوسه ها و آغوش های دیگران را می بینم وقتی می شنوم.

آن وقت است که چشمانم می بارد. حسودی می کردم.

کاش اینها را هم می دیدی.

این دلم خالی می شود، وقتی نیستی. لعنت به این سیاست که کاش خون من هم ریخته میشد. کاش دیگر نبودم تا هی چشمم به گوشی باشد که کی آنتن بدهد و صدایت را بشنوم. کاش این اس ام اس قطع نبود و هی زیر و روی تلویزیون نمی نوشت پیامک بفرستید و من هم دلم تنگ بشود برای SMS زدن به تو. خواندن اس ام اس های تو.

کاش آدم بودم و وقتی به تو می گفتم حوا چطوره نمی گفتی حوایی وجود نداره. کاش همین چشمان خیسم را می دیدی. کاش همین هوا و هوس و شهوت ها را هم می دیدی. همین ها که هر وقت می آیند از تو فرار می کنم. فرارم از آن است که تو را دوست دارم. نمی خواهم این سدی شود در برابر دوست داشتن های تو و من.

کاش صورتم، وجودم و روانم بیش از سه بوسه از تو یادگاری داشت.

همین حالا دلم می لرزد. پای چشمم چیزی جمع شده است که نمی دانم اسمم چیست. وقتی که می بارد می گویند اشک.
الان دارم فحش می خورم. کاش میشد من هم فحش بدهم.

لعنت به این سیاست. لعنت به این طعم قدرت که زیر دندان خیلی ها مزه می کند و خواسته و ناخواسته ما را از هم می راند.

کاش حتی یک بار برای یک دقیقه تو را از روبرو در آغوش می گرفتم و می فشردم. کاش همان یک ثانیه مقابل در ظهیرالدوله بیشتر بود و تو تکرارش می کردی.

کاش میشد همین حالا بودی و می بوسیدمت.

کاش این گرمای چشمانم را دستان سردت آرام می کرد و دلم آرام می گرفت بانو

Tags: , , , , , , , , ,

سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریم می گیره Read the rest of this entry »

Tags: , , , , , , ,

انگار داستان از همان جایی شروع شد که قصه‌ها مدرن شد و همه چیزمان رفت توی این کامپیوتر و از آنجا رفت توی نمی دانم آن کجای اینترنت.

فکر کنم قول داده بودم خوشم نیاید. خوشمان نیامد از آن، از این، از خودم، از عشق و سرانجام ازدواج و چند میلیون پول بی زبان توی شکم مهمان ریختن و دسته گل هوا کردن و هر که برداشت بختش باز شود و چه و چه و چه.

Read the rest of this entry »

Tags: , , , , , , , , ,

دلم گرفته. سنگ شده. چرک کرده. داغون شده. له شده. شکسته. نابود شدم.
دلم تنگ شده. هوایی شده.
دلم باهام قهر کرده. تحویل نمی گیره.
دلم رو دوست دارم. دلم و مغزم با هم یکی نیست. بین شون جنگ شده.
سفر می‌خوام. همسفر می‌خوام. نازنین می‌خوام.
خسته شدم. چشمام پر اشک شده. بالین می‌خوام. شونه می‌خوام.
دنبالشم. دنبال من نیست. نگاهمون به هم گره می‌خوره.
اما اما اما اما

Tags: , , , , , , , , , , , ,

اراده کردم اعتیادم به اینترنت رو ترک کنم.
اعتیاد چیزی نداره جز بدبختی و نکبت و بی‌پولی.
الآن دارم با تمام وجود حسش می‌کنم.
خیلی سخته.
چشمام سرخ شده.
رگ‌هام زده بیرون.
تنم می‌لرزه.
سردمه.
باید ترک کنم.
باید.
اما وبلاگ نویسی رو نمی‌تونم ترک کنم.

Tags: , , , , , ,