به شاه دزدانی که معشوق، از منِ دزد؛ میدزدند
دست مریزاد بگویید
که قریبی این دیوار
جای مشت کسی است
که چارچوب روانش را موریانه خورده است
بگویید روانش پاک
دلش چرکین
و صدایش همواره بغض آلود است
بروید خاطر مردهاش را غسل دهید
تلقین بگویید
خاک بریزید
به حق لا اله الا الله
بیایید مردمان بی بنیاد که جان دادهام
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه
که فریادم را نمیدانم از پس آن کجا
سیل با خود نبرد و دل سوزاند
آتش برای من خاکستر نشین، گلستان نشد تا شاخهای بچینم برای او
آه که دو عنصر دیگر تاب نگاه آب آلودم را ندارند
که خاک به آغوشم بکشد
و باد روحم را نتوانست به دوش سوار کند
راستی آیا مردهام؟
زندهام؟
دیوانه ام؟
هر سه مورد؟
۱۵ آبان ۱۳۸۶
You are currently browsing articles tagged پاک.
Tags: بغض, خاک, خاکستر نشین, دل, دیوار, دیوانه, روانش, سیل, شاخه, شاه دزد, قریب, لا اله الا الله, مشت, موریانه, پاک, چارچوب, چرکین, گلستان
خدا جون سلام.
آخه نوکرتم، دمت گرم باز این ماه رمضون شروع شد که.
حالا نمی شد که یا عقبش می انداختی یا …
آخه عزیز من فکر ما رو نکردی که هنوز موقعیتمون برای روزه داری مناسب نیست.
یهو تا اومدیم چشم باز کردیم دیدیم که افتادیم جلو ماه رمضون.
چشمامون درویش، لبامون دوخته، دستمون غلاف، گوشمون کر.
خداجون خودمونیما کدوممون واقعا یه روز روزه درست و حسابی گرفتیم ؟
ما که رو سیاهیم.
بی خیال!
بریم یک چیزی بریزیم توی این شکم مون که از روزه فقط گرسنگی اش رو رو یاد گرفتیم و بس.
راستی خدا ببخش منو.
امروز کلی سر به سر یکی از هم کلاسی هام گذاشتم.
ولی حسابی با هم خندیدیم.
آخه می دونی؟ اون روزه داشت و من مدام اذیتش می کردم.
ولی خداجون، خدا وکیلی خیلی باحالی.
یه حالی هم بده به ما که تا آخر این ماه رمضون یه بار برم مشهد و برگردم.
آخه چندسالی هست که نرفتم زیارت.
بذار حقوق بدن. خودم با کله میرم.
Tags: دفتر یادداشت, زیارت, عزیز, غلاف, ماه رمضان, پاک, گرم, گناه