نماز

You are currently browsing articles tagged نماز.

صادق خیلی خیلی وقت پیش گفت اعترافات خودم رو بنویسم.

منم از همین جا اعتراف می کنم که در هیچ یک از اعتراضات و راهپیمایی های بعد از انتخابات شرکت نداشتم.
اعتراف می کنم که اصلا نماز اولی نبودم. ولی مهرم رو برداشتم و رفتم نماز جمعه. اعتراف می کنم که برای نماز خواستم برم توی صف و نماز بخونم یا اقلا به ته صف برسم. ولی زمانی که به انتهای صف نمازجمعه رسیدم، نماز جمعه تموم شده بود.

اعتراف می کنم کسی را دوست دارم. ولی نتوانستم یا بلد نبودم یا باز دارم توجیه می کنم. نتوانستم آن طور که باید و شاید دوست داشته باشم. شاید بلد نیستم. شاید ذهنم چنان درگیر است که به مسایل زندگی از آخر به اول رسیدگی میکنم.
اعتراف می کنم که تقصیر از خودم است. اعتراف می کنم که راحت تر از گفتن؛ می نویسم. کاش زبانم می چرخید.

دوستش دارم و دوستش خواهم داشت.

بانوی من؛ آن روز حوا در دام شیطان افتاد و خانواده ای از بهشت رانده شد، امروز انگار نوبت آدم است که شیطان دورش بچرخد و خروجش از این جهان صادر شود.

Tags: , , , , , , , ,

نماز
شاخه ای گل در دست
شاعری قامت بست
بعد با نام خدا
چند رکعت تن گل را بویید

تسلسل
و زمین می‌گردید
شاعری می‌پژمرد
عارفی جان می‌داد
زاهدی غسل جنابت می‌کرد!
و زمین می‌گردید…

نوشداروی طرح ژنریک / سیدحسن حسینی / انتشارات سوره مهر / چاپ چهارم

Tags: , , , , , , , , , , ,

کودک، نوجوان و جوان های عزادار زیادی را دیدم.
نوجوانی که علامت بلند کرده بود.
کودکی که مدام شمع روشن می کرد و از خدا چیزی می خواست.
پدری را دیدم که کودک دو سه ساله اش را برده بود جلوی جلو تا سر بریدن و پوست کندن گاو را ببیند.
کسانی را دیدم که بلند بلند نماز می خواند. انگار همه دنیا باید بشنوند که آنها نماز می خوانند.
ملتی را دیدم که برای یک بشقاب غذا با هم دعوا می کردند.
جوی های آب پر از آشغال را در کنار سطل های خالی از زباله دیدم.
هنوز بعد از چند روز خون های خشکیده ای روی زمین می بینم که زور باران شستنش نمی رسد. مردمی کشته اند، برده اند، خورده اند و نشسته اند.

Read the rest of this entry »

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , ,