مهران قاسمی

You are currently browsing articles tagged مهران قاسمی.

بغض کردم. چشمام غم داره. رییسم میگه صدیق چته؟ امروز مثل همیشه نیستی. بهش میگم من که هفته پیش گفتم شنبه میخوام برم بهشت زهرا. الان دلم پیش مهران هست. پیش دوست برادر رفیق و هر چی اسم خوب که میشه براش گذاشت. فقط سال اول تونستم برم رفقا بودن. بچه ها هنوز ایران بودن. سال دوم بچه ها بودن ولی من نبودم. رییس قبلیم نذاشت برم. امسال سال سوم هست. رییس جدیدم نذاشت که برم. بچه ها هم اکثرا ایران نیستن که برن سر خاک. ولی من هنوز غم دارم. بغض دارم. ناراحتم. درست مثل همون روز برف گرفته و زمین های یخ زده بهشت زهرا تو ۲۰ دی ۱۳۸۶٫ اما مهران ۱۸ دی رفت. یادمه برف میومد. نعره میزدم. زار می زدم. همین جا بودم. یکی از همین ساختمون های صدا و سیما که علی خردپیر بهم اس ام زد و تسلیت گفت و من دلم رفت پیش مهران. دونه های برف توی اشکی که از چشمام سرازیر بود گم می شد. دارم به مهران فکر میکنم. به سارا. به مهران و سارا با هم. به سارا بی مهران. دلم هوای مهران رو کرده.

Tags: , , , , , , , ,

دوتا دوازده‌ تا گذشت. از اون موش تا این موش. بزرگ شدم. انگار بزرگ شدم ولی دوستش ندارم. موهام سفید داره میشه. سرم داره خالی میشه. ازش فرار می‌کنم ولی رهام نمی‌کنه.
چقدر این آخر سالی دلم تنگه. بغض می‌کنم. فکر می‌کنم. یاد روزهای رفته. یاد مهران. یاد[…]
می‌خوام یه چیزی رو اقرار کنم. از روزی که مهران و سارا رو شناختم آرزو کردم همسری مثل سارا داشته باشم تا شوهری مثل مهران براش باشم. خدایا یعنی میشه؟

Read the rest of this entry »

Tags: , , , , , , , , ,

صلوات

دارم میرم بهشت زهرا. برای رفتگان صلوات ختم کنید و اگه دوست داشتید، برای مهران قاسمی و احمد بورقانی دو عزیزی که تازه فوت کردن هم فاتحه بفرستید.

Tags: , , , , ,

همیشه بهم می‌گفت:
تیکه تیکه شی الهی!
بمیری الهی!
برو بی بی سی رو بخون آموزش زبان داره.
….خوب …. خوب …. خوب …. خوب….
اونقدر گریه کردم و نعره کشیدم که داشتم بی حال می شدم. یاد لحظه هایی افتادم که سر روی شونه هاش می‌ذاشتم. یاد روزهایی که هر لحظه می‌خواستم باهاش مشورت کنم حاضر بود. یاد متلک های آبدار و نتراشیده ای که بارم می کرد و من لذت می‌بردم. یاد روزهایی که می‌شستم و سربه سرش می‌ذاشتم. روزهایی که می‌خواستم زیرابش رو پیش سارا بزنم ولی سارا هم منو ضایع می‌کرد و دو نفری به این ریش کوسه من می‌خندیدن. خدا به سارا صبر بده.

Read the rest of this entry »

Tags: , , , , , , , , , , , , , ,