من

You are currently browsing articles tagged من.

نوروز امسال بود که شایعه ای در اینترنت و فیس بوک و بچه های دانشکده پیچید که علی صدیقی رو گرفتن. اما از اون جایی که آدم هایی با اسم مشابه من زیاده انگار یک بنده خدای دیگه ای بازداشت شده بود. ولی تصور این بود که منو گرفتن. به هر حال از این قضیه ماه ها می گذره. چند روزپیش توی گوگل داشتم اسم خودم رو سرچ می کردم که به این لینک در سایت رهانا (دفترپیگیری وضعیت زندانیان سیاسی) برخوردم و عکس خودمو توی اون صفحه دیدم. بازم میگم من نه بازداشت شدم و نه کسی اونقدر بیکاره که بیاد و منو بازداشت کنه.

تصویر و اسم من در سایت رهانا

Tags: , , , , , , , ,

با سلام و تشکر از تماس شما در حمام برای شستشوی سر از شامپو ضد چربی سینره استفاده نمایید که لازم است یک روز درمیان سر را با آن شستشو دهید و برای درمان چربی صورت پیشنهاد می شود روزی ۲ بار صورت خود را با ژل شستشوی صورت مخصوص پوست چرب بشوئید و هفته ای ۲ الی ۳ بار نیز از ماسک اسکراب سینره به پوست خود بزنید به تدریج چربی اضافی پوست شما کاهش می یابد . در هر بار استحمام بدن خود را با شامپو بدن سینره بشوئید . بعد از استحمام نیز از لوسیون بدن سینره به کل بدن خود بزنید تا خشکی و خارش آن را کاهش دهید و به صورت کرم مرطوب کننده سینره مخصوص پوست چرب بزنید . بدینوسیله پوست صورت و بدن و موهای شما تمیز شده و چربی آن تنظیم می شود. برای درمان جوشها بعد از استفاده از ژل شستشوی صورت از ژل ضد جوش سینره روی جوشها بزنید و بعد از ۲۰ دقیقه بشوئید . به مرور جوشهای شما بهتر می شود .

جوابیه من: این که همه اش شد سینره خوب اینا رو که از یک بقالی هم بپرسم یا خودم برم لیست محصولاتش رو بخونم می فهمم. دیگه نیازی به مشاوره پزشکی نبود.

Tags: , , ,

چیستی

این چه حالیست

که پا به پای

من نرفته

می آید؟

Tags: , , , ,

خواب هایی که می بینم رو دوست دارم. گاهی خواب هایی که می بینم من رو دوست دارن. گاهی نمیخوام خواب ببینم اما می بینم. گاهی بیدارم اما خوابم. گاهی خوابم اما بیدارم. گاهی دلم تنگ میشه برای خواب. گاهی هم خواب دلش برای من تنگ میشه. گاهی می خوام بخوابم ولی خوابم نمی بره . گاهی میخوام بیدار بمونم ولی خوابم می بره. گاهی زمان خواب رو فراموش میکنم. گاهی خواب یادش میره منو ببوسه. گاهی نباید بخوابم ولی میخوابونندم. گاهی از سر رفع تکلیف میخوابم. گاهی میخوابم که نگن نخوابیده بود. گاهی نباید بیدار بود و اگر نخوابی جرمت بیداریه. گاهی خواب خوب می بینی. گاهی خوب خواب می بینی. گاهی عاشق خواب میشی. گاهی تو خواب عاشق میشی. گاهی تو خواب عشقت میاد. گاهی عشقی خوابت میاد. گاهی عشقت میاد ولی خوابت نمیره. گاهی خوابت میره و دلت میمونه. گاهی دلت میره و خوابت نمیره. گاهی خواب، خواب میاره. گاهی بیداری خواب میاره. گاهی خواب بیداری میاره. گاهی خواب می بینی که دیگه بیدار نمیشی. گاهی بیداری ولی از خواب پا نمیشی. گاهی خواب خوبه. گاهی خواب بده. گاهی دوست داری از خواب بیدار نشی. گاهی خواب دوست داره تو بیدار باشی. گاهی می خوابونی. گاهی می خوابوننت. گاهی میخوابی که از فکرش تو بیداری فرار کنی. گاهی به زور بیدار میشی که خوابش رو نبینی.

من هنوزم خواب می بینم که دوره دوره وفاست که…

Tags: , , , , ,

رستنی‌ها کم نیست،
من و تو کم بودیم،
خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم!

گفتنی‌‌ها کم نیست،
من و تو کم گفتیم،
مثل هذیان دم مرگ،
از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم. Read the rest of this entry »

Tags: , , , , , , , ,

حمید مصدق

با من اکنون چه نشستنها ، خاموشیها
با تو اکنون چه فراموشیهاست
چه کسی می خواهد
من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد
من اگر ما نشوم ، تنهایم
تو اگر ما نشوی
خویشتنی
از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز برپا نکنیم
از کجا که من و تو
مشت رسوایان را وا نکنیم
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
چه کسی
پنجه در پنجه هر دشمن دون
آویزد
دشتها نام تو را می گویند
کوهها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
در من این جلوه ی اندوه ز چیست؟
در تو این قصه ی پرهیز که چه؟
در من این شعله ی عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز که چه؟
حرف را باید زد
درد را باید گفت
سخن از مهر من و جور تو نیست
سخن از تو
متلاشی شدن دوستی است
و عبث بودن پندار سرورآور مهر
آشنایی با شور؟
و جدایی با درد؟
و نشستن در بهت فراموشی
یا غرق غرور؟
سینه ام آینه ای ست
با غباری از غم
تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار
آشیان تهی دست مرا
مرغ دستان تو پر می سازند
آه مگذار ، که دستان من آن
اعتمادی که به دستان تو دارد به فراموشیها بسپارد
آه مگذار که مرغان سپید دستت
دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد
من چه می گویم ، آه
با تو اکنون چه فراموشیها
با من اکنون چه نشستنها ، خاموشیهاست
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند

Tags: , , , , , , , , ,

من

داشتم با پیام صحبت می‌کردم. یه جورایی خیلی مثل خودمه.
داشت حرفی رو می‌زد که چند نفر دیگه هم بهم گفته بودن.
می‌گفت شاید چون با آدم‌ها زود اخت و صمیمی میشم، باورشون نمیشه که بهشون علاقه مند شده باشم.
برای همین فکر می‌کنن براشون یک دوست صمیمی هستم تا یک عاشق سینه چاک.
به نظرتون درسته؟
با شما هستم کسانی که من رو می‌شناسد! این حرف درسته؟

Tags: , , , , , , ,

« Older entries