فروردین: کمکهای تو هرچند به جا و خدا پسندانه بوده ولی بعضی حسادتها موجب میشود که برداشت سوئی نسبت به آنها وجود داشته باشد از شر معاندان و حسودان فقط میتوان به خدا پناه برد.
اردیبهشت: با همسرت خود باید دوره ای جدید را آغاز کرده و مسائل گذشته را به کلی فراموش ساخت در رابطه با دوستان خود سعی کن با فراموش کردن بعضی اختلافات فضایی تازه را به وجود آوری.
خرداد: فرصتی پیش می آید که تو میتوانی یک برنامه ی تعطیل شده را دوباره فعال سازی پیشرفتهای تو در زمینه ی کاری سبب میشود که دیگران با نگاهی تازه به تو بنگرند.
تیر: امروز با مشکلی مواجه خواهی شد که دلیل اصلی آن سهل انگاری تو بوده است آیا روزی از این تجارب گذشته تو برای آینده درسی در خور خواهی گرفت؟
مرداد: آینده پیشاروی توست پس چرا فقط به گذشته ها چشم دوخته و حسرت آنها را میخوری با ادامه ی این روش فرصتهای کمیاب فعلی را هم از دست خواهی داد.
شهریور: همه ی برگهای خود را نباید رو کرد چون اوضاع فعلی چندان به نفع تو نیست کمی صبر و تامل کن تا بتوانی برای اینده برگه های موفقیت آمیز خود را از کف نداده باشی.
مهر: از تجارب گذشته باید به خوبی استفاده کرد تا ازتکرار خطاها مصون ماندبهتر است در یک فرصت با خود خلوت کرده و برخی از کارهای گذشته ی خود را مورد تامل قرار دهی.
آبان: امروز فرصتی دست میدهد تا بتوانی خدمات یکی از دوستان خود را جبران کنی اکنون که دستی پر داری این خدمت را باید جبران کرد تا در آینده هم این پیوند ادامه داشته باشد.
آذر: این احساس تنهایی و انزوا یک مرحله ی موقتی است به زودی این مرحله سپری خواهد شد و دوستان تازه ای به سراغ تو خواهند آمد.
دی: بعضی از اهداف تو به رغم همه ی سختیها و دشواریهای موجود به مرور تحقق خواهد یافت نباید عجله کرد و دلسرد شد این راه به صبر و شکیبایی زیادی نیاز دارد.
بهمن: به زودی اطلاعاتی بدست می آوری که نشان میدهد رقیبان همچنان در صدد تخریب اذهان دیگران هستند تو نگران نباش زیرا اعمال پسندیده و کارهای تو بهترین مدافع تو خواهد بود.
اسفند: بعضیها سعی میکنند خود را به تو نزدیک کنند شخصیت برجسته و ممتاز تو این جاذبه را ایجاد کرده است با کوشش و تلاش بیشتر و وظیفه شناسی باید این روند را ادامه داد.
منبع: سایت ایران مانیا
You are currently browsing articles tagged ماه.
عمریست تا به راه غمت رو نهادهایم
روی و ریای خلق به یک سو نهادهایم
طاق و رواق مدرسه و قال و قیل علم
در راه جام و ساقی مه رو نهادهایم
هم جان بدان دو نرگس جادو سپردهایم
هم دل بدان دو سنبل هندو نهادهایم
عمری گذشت تا به امید اشارتی
چشمی بدان دو گوشه ابرو نهادهایم
ما ملک عافیت نه به لشکر گرفتهایم
ما تخت سلطنت نه به بازو نهادهایم
تا سحر چشم یار چه بازی کند که باز
بنیاد بر کرشمه جادو نهادهایم
بی زلف سرکشش سر سودایی از ملال
همچون بنفشه بر سر زانو نهادهایم
در گوشه امید چو نظارگان ماه
چشم طلب بر آن خم ابرو نهادهایم
گفتی که حافظا دل سرگشتهات کجاست
در حلقههای آن خم گیسو نهادهایم
Tags: ابرو, بنفشه, تفال, حافظ, راه, رواق, ساقی, سنبل, شعر, طاق, غم, ماه, مدرسه, نرگس, نگاه, گیسو
وقتی خورشید طلوع میکرد، میدیدمش.
آره از همین اول میخوام افسوس بخورم. وقتی که خورشید غروب میکرد، میدیدمش.
هر دو رو میدیدم. تا اینکه یک برج طلوع و غروب خورشید رو ازم گرفت.
حالا دلم رو به این خوش میکنم که شاید یک شبی ماه بخواد بهم نگاه کنه.
پرده رو کنار میزنم و ماه رو میبینم و با نگاه مهربونش میخوابم.
ابرها کینه به دل نمیگیرن. از جلوی مهتاب کنار میرن.
اما میترسم روزی به سینه آسمون هم سیمان بمالند و من دیگه ماه رو هم نبینم.
اما میدونم که نگهبان ماه نمیذاره که ماه رو ازم بدزدن.
آخه نگهبان ماه با من دوسته.
نگهبان ماه مهربونه.
دوستت دارم نگهبان ماه.
سرم داره می ترکه
اعصابم خورده
از ماه رمضون تا حالا ندیدمش
آخرین بار با هم افطار کردیم
تو دلم گریه می کنم
هر روز باید چهره و صدای یک مشت آدم موقعیت طلب و کودن رو ببینم و تحمل کنم
دارم به زور طاقت میارم
نمی خوام ببرم
اما دلم خونه
اعصابم خورده
به قول سید علی صالحی
کاش نامه را به خط گریه می نوشتم ری را
Tags: آدم موقعیت طلب, اعصاب, افطار, خط, رمضون, ری را, سید علی صالحی, ماه, مشت, نامه, کاش, گریه