فیلم

You are currently browsing articles tagged فیلم.

محاکمه در خیابان

از همین اول میگم میرم سراغ اینکه می خوام فیلم استاد مسعود کیمیایی رو محاکمه کنم.

ایراد گرفتن من به معنی این نیست که چشم به روی قشنگی های فیلم می خوام ببندم. فیلم نکته های خوب کم نداشت. تیتراژ فیلم قشنگ بود. خواندن رضا یزدانی که در این چند فیلم آخر کیمیایی اون رو همراهی می کنه هم خوب بود. کدربودن تصاویر با اینکه کمک زیادی به فضای فیلم نمی کرد ولی یک کار نو بود. آخرین فیلم سیاه و سفیدی رو که با این فضا دیدم اتوبوس شب کار کیومرث پوراحمد بود. این فیلم بیشتر کدر هست تا سیاه و سفید ولی برگشتی است به دنیای فیلم های سیاه و سفید کیمیایی.

از ابتدای تیتراژ فیلم میشد حدس زد که اپیزودهایی در کنار هم چفت شده اند. اینو از اسم اصغر فرهادی فهمیدم. باهوشم مگه نه؟ انگار داستانی رو کیمیایی نوشته و از فرهادی خواسته که بهم بچسبوندش.

من و بانو توی سینما عصر جدید بودیم. حداقل از ۵سال پیش تا الان هیچ فیلمی رو توی سالنی به غیر از سالن پایین سینما عصرجدید ندیدم. بانو میگه چرا مسعود کیمیایی انقدر فیلماش و کاراش مشهوره و من میگم چون دست روی چیزهایی گذاشته که هیچ فیلمسازی توی اون دوران نذاشته.

عروس از ماشین پیاده میشه و توی خیابون شروع میکنه به دویدن. این چیزا رو فقط تو فیلمای کیمیایی می بینید.

نمیدونم باید به مونتاژ فیلم گیر بدم یا فیلمبرداری یا به خود کیمیایی با سوتی های خیلی گنده ای که توی خیابون داده. یعنی دیالوگ ها با حرکت دوربین و سمت دوربین و رانندگی بازیگرها توی خیابون همخونی نداره.

یک جمله توی خیابون میرداماد گفته میشه. جمله بعدی تو اتوبان همت. بازیگر راننده به سمت دوربین توی اتوبان حکیم دیالوگ میگه و بازیگر دیگه در جوابش توی جاده قم جواب میده.

نیکی کریمی دور میدون فردوسی منتظر شوهرش هست ولی وقتی دوربین سمت چپ رو نشون میده ما میدون فردوسی رو می بینیم و وقتی که دوربین سمت راست رو نشون میده، میدون ولیعصر و ابتدای خیابون کریم خان هست.

دو سه بار هم در طول فیلم تقاطع مدرس بهشتی رو نمایش میدن. فیلم تاکید بیش از حدی روی ترافیک میکنه.

تمام داستان توی چند ساعت بعد از ظهر اتفاق میفته. وقتی که پولاد کیمیایی جلوی گل فروشی سوار ماشینش میشه داره برف میاد.

بلافاصله سکانس بعدی توی آفتاب ظهر هست و این پرش ها در تمام طول فیلم دیده میشه. توی فیلم گفته میشه که مثلا میخوان برن به فرودگاه امام ولی ماشین داره به سمت خلاف جهت فرودگاه امام حرکت میکنه. یک ساعت طول میکشه در فیلم تا برسن به فرودگاه امام. اونم به صورت خیلی عجیب و غریب.

معلوم نمیشه در داستان که عبد از کجا اسم همسر دوم نیکی کریمی رو فهمیده. یا معلوم نمیشه که پولاد کیمیایی و عبد چطوری قرار اول اتوبان کرج رو باهم میذارن. یا چطوری همسر دوم نیکی کریمی به هوای جیش داشتن بچه که میخوان کنار اتوبان کنار بزنن ولی چند دقیقه بعد از نمیدونم کجای شهر سر درمیارن که مثلا بچه بره دستشویی. وسط یک پارک راه میرن تا به دستشویی برسن. همسر دوم میره لباس عوض کنن. چاقو خورده ولی طوری دست میکشه به لباسش انگار که یک زخم سطحی هست. کسی که چاقو بخوره اونم توی پهلو حداکثر یک ساعت میتونه دووم بیاره نه اون طوری.

داستان لات ها و جاهل ها و تیپ لاتی توی تمام ۲۷ فیلم کیمیایی تکرار شده. داستان مرام و رفیق. داستان له کردن جنس زن. محمدرضا فروتن مثلا روزگاری لات بوده. تیپ لاتی زده. سیبیل و کلاهش مثل جاهل ها هست. اما کتش، پیراهن و کراواتش به شدت نو و امروزی هست. صدای فروتن هیچ وقت نمیتونه مثل یک لات باشه. فروتن از ساختمون بیرون میاد و میره به سمت ماشینش. پای چپش رو بیشتر از پای راستش بلند میکنه انگار. راه رفتنش سریعه. به لات ها نمیخوره. (با اقتباس از بانو)

نیکی کریمی خیلی ساده به شوهر دومش میگه کشتیش؟! خیلی ساده و بدون واکنش.

بازی ارژنگ امیر فضلی که انگار یک دست نداره وزنه سنگین فیلم درکنار پولاد کیمیایی هست. شقایق فراهانی هم مثل همیشه قدرت بازیگریش رو به رخ میکشه. حامد بهداد هم مثل این چند فیلم آخرش یک آدم خل وضع هست. میگن حامد در حالت عادی هم تیک داره.

در کل این چند وقت که با هم سینما رفتیم از پولی که برای دیدن چندتا فیلم مثل سوپراستار، درباره الی…، خروس جنگی و یکی دوتای دیگه نسوخت. اما فکر میکنم از ۲۵۰۰ تومنی که بابت فیلم محاکمه در خیابان پرداختم اقلا ۵۰۰ تومنش زیادی بود. به این باید قطع شدن های مکرر فیلم در سالن سینما عصر جدید رو هم اضافه کرد.

مسعود کیمیایی میتونه کارگردان خیلی خوبی باشه به شرطی که به جای اینکه اسم فیلمش رو محاکمه در خیابان بگذاره، بگه سوتی های بزرگ در خیابان.

اگر بقیه سوتی ها رو هم بخوام بنویسم باید ده خط دیگه هم تایپ کنم. فیلم بدی نیست. می بینید که کیمیایی هنوز داره در دهه ۴۰ و ۵۰ تنفس میکنه. بانو میگه سکانس آخر فیلم هم به احتمال زیاد کار اصغر فرهادی هست با اینکه این یک حقه قدیمی توی سینماست.

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

با خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا اصلا حال نکردم. فیلمی که یک سرمایه گذار با نام فیضل الله بد جوری روی اعصاب بیننده می آید و به دنبالش بانک اقتصاد نوین دیگر سرمایه گذار این فیلم نچسب.

فیلم با تیتراژ خوبی از ساعد مشکی شروع می شود که من فقط طراحی های جلد او را دیده ام ولی با این کارش نشان داد که می تواند در تیتراژ ساختن روی دست خیلی ها بزند.

اما نکات دیگر فیلم:

فکر می کنم رضا کیانیان در رودرواسی گیر افتاده بود و این نقش را با گریم انیشتنی قبول کرده است.

بابک حمیدیان انگار با کارگردان ها سر قبول کردن نقش شرط می کند که با نام خود فیلم بازی کند.

نیکو خردمند می خواهد در این سال های پیری فیلم دیگری به کارنامه خود اضافه کند.

رویا نونهالی نقش حاشیه ای دارد ولی هیچ چیزش به یک بیمار سرطانی نمی خورد.

بیتا فرهی چند دقیقه اول خیلی قشنگ ادای زنان ندید بدید امروزی را در می آورد. گریمش ولی آن طور نیست که این نقش با بیان او بنشیند.

رضاکیانیان نقاش است. در خانه ای زندگی می کند در نمی دانم آن کجای کردستان. نقاشی هایش به درد عمه اش می خورد.

بابک از در می آید و روی تخت اتاق مهمان با موبایل و آی پاد و لپ تاپش ولو می شود. کف کفش هایش آنقدر سفید است که انگار تازه از مغازه خریده است.

Read the rest of this entry »

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

اگه اهل سینما رفتن هستید بهتون پیشنهاد می‌کنم «رفیق بد» رو از دست ندید. فکر می‌کنم یکی از عالی ترین فیلم‌هایی هست که زوج موفق حمید جبلی و ایرج طهماسب ساختن.
توی یک جایی خوندم یا شنیدم که داستان تا آخر غیر قابل پیش بینی هست و لحظات تعلیق خیلی خوب از کار در اومده. خدایی اینو راست گفتن. هرچند آدم تا آخر توی خماری سرگذشت شخصیت‌های داستان می‌مونه. ولی گاهی از خنده گلاب به روتون باید برید دبلیو دات کام.
داستان فیلم رو تعریف نمی‌کنم تا برید و ببینید.
اما بهتون توصیه می‌کنم فیلم رفیق بد رو با چندتا دوست خوب ببینید. کیفش چندین برابر میشه. مثل کاری که من و دوستانم امروز عصر انجام دادیم.

Tags: , , , , , , , , , ,

ساعتم گم شده.
فلش مموری ام سوخته.
دانشگاه ازم پیش دانشگاهی می خواد ولی من فوق دیپلم دارم.
کولر خرابه و مدام عرق می ریزم.
اسپری ضدعرقم داره تموم میشه.
این پشه ها هم باز شروع کردن به دور سر من چرخیدن.
بی ربط: فیلم روز سوم رو ببینید. قشنگه.

Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,

فیلم ماشین ها همین الآن تموم شد. یک فیلم خیلی خیلی قشنگ بود. انیمیشنی با این دقت و ظرافت خیلی بالا. اما چیزی که خیلی عالی بود، دوبله بی نظیر این کارتون بود. دوبلورها سنگ تموم گذاشتن. فکر می کنم این کار هم از بچه های انجمن گویندگان جوان بود.
صحنه هایی که روی فیلم به جای ترانه های خارجی، قطعات بی کلامی از کارهای بنان پخش می شد. کاری نو و خیلی جالب بود.در چند جا هم تیکه های باحالی می اومدن.
ایتالیایی حرف زدن اون دوتا ماشین.
اذیث کردن تراکتورها.
تکیه کلام های ماشین قدیمی، مثلا می گفت خدا به دور.
تیکه های یدک کش قدیمی. مثلا می گفت از اون بالا واگر میایه.
و خیلی صداگذاری های قشنگ تر دیگه ای که الان یادم نیست. مطمئنم این فیلم هر بیننده ای رو به خنده و تحسین وادار می کنه.
حسابی با این فیلم حال کردم.
کاش از اول می دیدم و کامل. کاش دوباره هم تلویزیون این کارتون رو نشون بده. هر کسی هم که ندیده از کفش رفته.

Tags: , , , , , , ,

فعلا همه رو جو فیلم ۳۰۰ گرفته.
یک سری فحش میدن.
یک سری هم پیدا میشن و میگن این فیلم رو نباید از دید انتقادی نگاه کرد.
اما من نظر اون دسته از آدم هایی رو دارم که به فیلم نگاهی منفی دارن.
من خودم شاکی هستم از این فیلم. خیلی هم شاکی هستم.
شما می تونید این تفکر من رو به حساب ناسیونالیست بودن من بذارید.
گفتن اینکه، داستان ۳۰۰قضیه جنگ یونانیان با سپاه ایران در زمان خشایارشا است به نظرم تکراری شده.
اما هی می نویسم ۳۰۰ تا چیزی شبیه بمب گوگلی ساخته بشه.
اما مطمئنم که کارایی نخواهد داشت.
۳۰۰ زاییده آمریکایی هاست. اما خلیج فلان که حتی نمی خوام به زبونش بیارم، زاییده همسایه ها.
پس می نویسم خلیج فارس. خلیج تا ابد فارس.
نقشه ایران در زمان هخامنشیان/عکس از ویکی پدیا

این روی صحبتم با خود ماست.
واقعا خود ما از سلسله های ایرانی و تاریخ ایران چی می دونیم.
آیا می تونیم اسم سلسله های ایرانی رو پشت سر هم بگیم.
آیا می دونیم که اصلا کوروش کی بوده؟
چندتا پیدا شدن و میگن که کوروش و داریوش یهودی بودن. آخه عقلشون کجا رفته. پس زرتشت کی بوده؟
غیر از اینه که در ۲۵قرن پیش ایران دین و زبان رسمی داشته؟
در کجای تاریخ چنین قدرتی رو سراغ دارید؟
آخه اشک آدم در میاد بعضی وقت ها بعضی از ایرانی ها رو می بینه که مته به خشخاش می زنن.
اصلا گیریم که یهودی بودن. مگه اشکالی داره. کجا رو سراغ دارید که پادشاهی در اون زمان آن چنان دیندار باشه؟
سربازان هخامنشی، برعکس آنچه که در فیلم نشان داده شده آدم های عادی هستند با لباس هایی فاخر و نه نیمه برهنه

کوروش خودش آخر دموکراسی بوده.
مگه غیر از اینه؟
به جای اینکه هزار تا کوفت و زهر مار دیگه رو به اسم دموکراسی بزنیم تو سر هم که این به اون بگه تو دموکرات نیستی و برعکس، بیایم بگیم چند نفر ما می دونه که منشور کوروش الان کجاست و کجا باید باشه؟
چندنفر از ما که ادعای ایرانی بودنمون میشه و ادعای انسانیت می کنیم، حداقل درباره جایی که داریم توش زندگی می کنیم، اطلاعات داریم؟
چند نفرمون رفتیم و تحقیق کردیم؟
چند نفرمون وقتی کسی مشکلی داره میریم و بدون چشمداشت کمکش می کنیم؟
بشمرید.
خیلی کم.
خیلی خیلی کم.
وقتی خودمون درباره خودمون این طوری کار و قضاوت می کنیم، نباید از اونا انتظار بهتر از این رو داشت.
پرچم هخامنشیان/منبع اینترنت

به فیلم ۳۰۰ ایراد می گیریم که چهره ای درست از ایرانیان اون زمان نشون نداده.
شخصیت های اون فیلم نیمه برهنه هستن.
کدوم کتیبه یا نقش های تراشیده شده در اون زمان رو سراغ دارید که این نکته رو اثبات کنه؟
اما الان این نکته رو راحت میشه ثابت کرد.
اونها داستانی تاریخی رو ساختن، اما چهره هایی که تو فیلم می بینیم، چهره ای از خود ماست. چهره های امروزی از ایرانیان در داستانی تاریخی.
تو خیابون با دقت بیشتری نگاه کنید.
جوون به پیر رحم نمی کنه.
پیر به کودک رحم نمی کنه.
به خدا اخلاقی که الان ما پیدا کردیم رو تا زمانی که اصلاح نکنیم، وضع همینه.
حتی بدتر هم میشه.
با همین فیلم ها ما رو وحشی تر از اونی نمایش میدن که تا به حال چهره ای کذایی از ما ساخته بودن.
همین طوری پیش میرن تا به اندازه کافی مخ دنیا رو شست و شو بدن.
اون وقته که میان و حمله می کنن.
هخامنشیان در ویکی پدیا
وبلاگ هخامنشیان
خشایارشا در ویکی پدیا
سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا
هشت نکته درباره فیلم ۳۰۰

Tags: , , , , , , , , ,