صبوری

You are currently browsing articles tagged صبوری.

که هیچ نگفتم برادر، تکرار حرف دیگران می‌شد
که ایستادم، صبوری کردم؛ دستت بگیرم برادر
که دستم را گرفتی
که دست هم را بگیریم
که روزی هم این سیمرغ بر خانه ما خواهد نشست
که افسوس مرگ ناگذیر را گریزی نیست

Tags: , , , , ,