سوزن

You are currently browsing articles tagged سوزن.

دوست بقالی ماست می فروخت، هیچ وقت نمی گفت ماست من ترشه. ولی چند وقتی هست میگه شیر خوب نباشه، ماست ها گاهی ترش میشه.

یک دوست دیگه یک روز درمیون گند می زد، فرداش ماله می کشید.

دوست دیگه ای ادعای دوستی می کرد.

دوستی تا کم میاورد گوز رو به شقیقه ربط می داد.

دوستی به من می گفت یک سوزن به خودت بزن و یک جوالدوز به دیگران. من گفتم تنم پر از زخم جوالدوزهاست.

دوست دیگه ای چیزایی رو می گفت و با چیزهایی توجیه می کرد که خیلی مسخره و خنده آور تر هست تا قابل قبول.

یکی از دوستام اون یکی دوستم رو زده و له کرده البته با زبان بی زبانی. اون دوست دیگه بلند میشه و خودش رو می تکونه و با پر رویی میگه اینا واسه ما مشت و ماله.

دوست داشتنی ترین دوست گفت بنویس عرضم به حضورت.

Tags: , , , , , , , , , , , ,

شکسته ام

کاش تف دنیا را می برد
و می گفتیم چه ها دیده ایم
کاش سوزن به تن آدم ها اثر می کرد
تنم پر از زخم جوالدوزهاست
سر بر شانه عشق نداشته می گذارم
می خواهم گریه کنم
بغضم نمی گیرد
شکسته است دلم
شکسته بند می خواهد

Tags: , , , ,