سه شنبه

You are currently browsing articles tagged سه شنبه.

سلام بانو
بیا از کنار این خیابان آشنا
پیاده راه برویم
تا آن خیابان یک طرفه
قدم هایمان را با هم
بنوازیم بر این سنگ فرش رنگ به رنگ
رنگ و رو رفته
بیا بدویم، لی لی برویم، بپریم، شادی کنیم و مثل کودکان
تو به ریش یکی در میان من بخندی و من به ریش نداشته تو
بعد رو به روی این ماشین ها دست به دست هم خاطره بودن هایمان را جولان می دهیم
اصلا بیا تا خود سینما مسابقه دو بگذاریم
برویم پسر من، دختر تو را ببینیم
می گویند از افطار تا سحر سینما ها نیم بهاست
مثل خاطرات سه شنبه هایمان
سرت را روی شانه ام بگذار تا عطر موهایت را ببوسم
بیا به افتخار مهمانی خدا
ما هم یک لیوان آب طالبی بخوریم
از کجا معلوم
شاید آدم و حوا هم
مثل من و تو عاشقانه هایشان را با یک لیوان آب طالبی تگری قسمت کرده بودند
حوا
بانوی من
بیا برویم

Tags: , , , , , ,

روزهای سه شنبه خاطره انگیزه

روزهای سینماست

روزهای زندگی

روزهای با هم بودن

روزهای قرارهای دل انگیز

Tags: , , , , , , ,

اگر در شهرهایی زندگی می کنید که فشار آب خیلی پایینه یا در مجتمع مسکونی هستید و آب زود سرد میشه، به این پیشنهاد عمل کنید.

وقتی برید حموم که یکی از برنامه های از تلویزیون داره پخش میشه.

سریال جومونگ روزهای شنبه و سه شنبه ساعت ۲۰ تا حدود ۲۲

سریال یوسف پیامبر جمعه ها ساعت ۲۲ تا حدود ۲۳

بهتون قول میدم اگر توی زمان هایی که بالا نوشتم برید حموم نه فشار آب قطع بشه و نه به سرد شدن آب گرم بربخورید.

البته همه اینها زمانی محقق میشه که شما مثل من عشق سریال نباشید و به جای نشستن جلوی تلویزیون به کارهایی مثل نظافت بپردازید.

اگر هم عاشق دیدن این برنامه ها هستید، فکر حمام کردن رو از سرتون بیرون کنید.

Tags: , , , , , , , , , , , , ,

سه شنبه آخر سال. خوب معلومه که می‌خوام درباره چهارشنبه سوری بنویسم. از صدای انفجارهایی که هنوز توی گوشم مونده. از صدای آژیر آمبولانس و آتش نشانی. از آدم‌های به خیابان نیامده و تن‌های سوخته. از کسانی که امشب سکته کردن. پیرمردها و پیرزن‌هایی که لعنت می‌کردند. از کودکانی که با صدای نارنجک به گریه می‌افتادند. از مادران و پدرانی که از بچه‌ها بدتر بودند در شرارت. در آتش زدن. در انفجار.

Read the rest of this entry »

Tags: , , , , , , , , , , , ,

همیشه بهم می‌گفت:
تیکه تیکه شی الهی!
بمیری الهی!
برو بی بی سی رو بخون آموزش زبان داره.
….خوب …. خوب …. خوب …. خوب….
اونقدر گریه کردم و نعره کشیدم که داشتم بی حال می شدم. یاد لحظه هایی افتادم که سر روی شونه هاش می‌ذاشتم. یاد روزهایی که هر لحظه می‌خواستم باهاش مشورت کنم حاضر بود. یاد متلک های آبدار و نتراشیده ای که بارم می کرد و من لذت می‌بردم. یاد روزهایی که می‌شستم و سربه سرش می‌ذاشتم. روزهایی که می‌خواستم زیرابش رو پیش سارا بزنم ولی سارا هم منو ضایع می‌کرد و دو نفری به این ریش کوسه من می‌خندیدن. خدا به سارا صبر بده.

Read the rest of this entry »

Tags: , , , , , , , , , , , , , ,

ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت ۵ عصر
ساعت پنج عصر
ساعت ۵:۳۰ عصر
ساعت پنج و سی دقیقه عصر
سه‌شنبه ۲۳مرداد ۱۳۸۶هجری خورشیدی

Tags: , , , , ,

هم میهن در لحظاتی پیش توقیف شد.
ساعت ۲۰ و چند دقیقه سه شنبه ۱۲ تیرماه ۱۳۸۶٫
ایلنا هم موقتا تعطیل شد.

Tags: , , , , , , , , ,