سالگرد

You are currently browsing articles tagged سالگرد.

برنا: سپاه محمد رسول‌الله(ص) تهران بزرگ با صدور بیانیه‌ای تأکید کرد: انتخاب مقام معظم رهبری مدظله العالی در فردای رحلت حضرت امام(ره)، تصلای بزرگ الهی بر دل امتی بود که از داغ ارتحال آن یگانه دوران بی‌تاب شده بودند.

آفتاب: محمود احمدی‌نژاد: در سال گذشته حدود ۴۰ میلیون نفر یعنی ۸۵ درصد واجدان شرایط در یک انتخابات ۱۰۰ درصد آزاد شرکت کرده و رکورد مردم‌سالاری را شکستند و رسانه و ابزار تبلیغاتی جهان را به چالش کشیدند و در حدود ۲۵ میلیون نفر به خادم ملت رای دادند.

ایسنا: در میان سخنرانی سید حسن خمینی شعارهای «مرگ برمنافق»، «مرگ بر ضد ولایت فقیه»،«ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند» و… سر می‌داده می‌شد‌ که وی چندبار درخواست کرد که به وی اجازه داده شود بتواند سخنرانی‌اش را ادامه دهد و گفت: اگر دوستان بنای شعار دارند بهتر است اجازه دهند من قدری صحبت کنم و وقتی رهبری در جایگاه قرار گرفتند طبیعتا نسبت به این بزرگوار ابراز احساسات می‌کنیم.

پلیس: امام خامنه ای در نماز جمعه تهران: بهترین شاخص ها در انقلاب اسلامی ایران، امام و خط امام(ره) است.

مهر: مدیر عامل شرکت شهرسالم شهرداری تهران گفت: از شب ۱۳ خرداد تا عصر جمعه مراسم سالگرد ارتحال امام، یکهزار و ۵۰۰ نفر به بیمارستان صحرایی مستقر در محدوده حرم مطهر مراجعه کرده اند.

شهر: قائم‌مقام معاونت خدمات شهری شهردار تهران اعلام کرد: در حال حاضر ۳۰۰ دستگاه مکانیزه با دو هزار نیروی کار برای جمع آوری زباله‌ها و پاکسازی حرم مطهر در اطراف حرم استقرار یافته و به کار مشغول هستند.

ایسنا: مدیر روابط عمومی اورژانس تهران، از انتقال ۳۸ نفر به بیمارستان، در حاشیه مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) خبرداد.

ایسنا: فرمانده نیروی انتظامی در دیدار با رییس سازمان اینترپل با اشاره به حضور بیگانگان در کشورهای منطقه، گفت: علیرغم این حضور، ایران از امنیت مثال زدنی در دنیا برخوردار است.

الف: معاون عملیات پلیس امنیت تهران بزرگ: دو نفر از اراذل و اوباش در ساعت ۱۹:۱۰ روز سه‌شنبه ۱۱ خردادماه در ملا عام خانم ۲۱ ساله‌ای را در خیابان ولیعصر(عج) بالاتر از پل پارک وی با تهدید و گذاشتن قمه بر روی پهلوی این دختر جوان به زور سوار موتورسیکلت خود کردند.

ایسنا: فرمانده انتظامی تهران بزرگ از دستگیری ۱۹ نفر در حاشیه مراسم سالگرد امام خمینی (ره) خبرداد.

برنا: معاون عملیات پلیس راه کشور: ترافیک در جاده های هراز و چالوس به سمت تهران سنگین است.

Tags: , , , , , , , , , , ,

میدونم که خوب میخندونم. خیلی ها هم میدونن که اگه کسی غمی تو دلش باشه توی پنج دقیقه به قهقهه میندازمش. میدونم که خیلی ها میدونن اونایی که معمولا شادن خودشون یه غم و ناراحتی ته دلشون هست که همیشه سعی میکنن با اون خنده بپوشوننش. یه جورایی من این جوری ام.

تا چند دقیقه پیش ۳۰ اردیبهشت بود یعنی سالگرد تولد من. به ظاهر شاد و خوشحال. اما مدام خنده ها و غم ها و ناراحتی و بغض ها و گریه های کسی به یادم میومد. باز سعی میکردم فراموش کنم یا بیخیال بشم. سی ام گذشت و ازش خبری نشد.

حالا کسی نیست که غم و غصه و ناراحتی و آوار رو توی چهره من تماشا کنه. خودم هستم و خودم و منتظر

Tags: , , , , , , , , , , , , , ,

امروز سالگرد روز خبرنگار است. بعضی ها هم این میون برای خودشون نوشابه باز می کنن به هر روش ممکنی چه با چسب رازی و چه با تف خودشون رو قاطی جماعت خبرنگار می چسبونن. حالا این جماعت چه میخوان روزنامه نگار باشن، چه مجله نویس. اما هر چه باشند من از این جماعت پر ادعاتر ندیدم. به جرات میتونم بگم که حداقل ۶۰ درصد این جماعتی که در این ۶-۵ سال باهاشون سر و کار دارم بیشترین ادعا ها رو هم ازشون دیدم. یک روز یکی از اساتید روزنامه نگاری می گفت که «اینقدر به کار هم کار نداشته باشید و پته همدیگه رو، رو آب نریزید» من هم میگم چشم. پته کسی رو رو آب نمی ریزم و بدون اسم شخص این مطلب رو می نویسم درباره دنیای روزنامه نگاری که هر روز تعداد بیشتری به این جماعت اضافه میشه. جماعتی که شغلشون جزو مشاغل سخت محسوب میشه اما من این سختی کشیدن ها رو ندیدم.
صاحب شکم های ورقلمبیده، غبغب های باد کرده، لب های سیاه شده از سیگار، موهای ژیگولیده و نفس تنگ رو اگر در یک روزنامه دیدید، احتمال بدهید که نویسنده سرویس ورزشی روزنامه است چون ممکن است حدثتون درست در بیاد.
من از یک چیز در تمام این سال ها ناراحت می شدم. از اجتماعی نویسانی که تا یک متکدی رامی بینند رویشان را آن طرف می کنند و تو اون روز اگر رانی نخورن می میرن. تا از مطلبی خوششان نیاید درباره اش کار نمی کنند. تو مطالبشان از وضعیت ترافیک می نالند ولی خودشان یک نفره سوار ماشین می شوند و تو خیابان ها لایی می کشند و به سیگار کمتر از وینستون لایت قانع نمی شوند. اجتماعی نویسان زیادی را دیده ام که از مشکلات اخلاقی جامعه و بحران مانتو و شلوار کوتاه می نالند اما وضعیت اخلاقی و پوشش خودشان دست کمی از بقیه سوسول ها ندارد.
حوادث نویسانی را دیده ام که صبح تا شب درباره دزدان و قاتلان و روسپیان می نویسند. اما خودشان خلافشان کم سنگین نیست. مگر هر خلافکاری باید از کلانتری و آگاهی و دکتر سر در بیاورد؟!
فرهنگی نویسان جماعت باحالی هستند. می دانند که اگر از کسی تعریف کنند شاید نانی برای خوردن نیابند. می دانند که باید از هر اثری بد گفت اما خودشان هم می دانند که از آن اثری که نقدش می کنند، هیچ سر در نمی آورند.
روزنامه نگاری که از تمام جهان سر در بیاورد اصلا نداریم.بعضی حتی جرات نزدیک شدن به مرز های کشورشان را ندارند. تمام قدرت قلم این نویسندگان بین الملل در ترجمه هایشان است. آن هم بستگی به منبع زبان اصلی دارد.
صفحه اندیشه، علم و دین مدتی است که در روزنامه ها راه افتاده است. اما کاش حداقل یا عالم بدند یا دیندار یا حداقل اندیشمند. اما فقط زیادی کتاب می خوانند. ولی اعتقادی به ناسیونالیسم و پان ایرانیسم ندارند.
درباره سرویس اقتصادی روزنامه ها یک نکته جالبی وجود داره. از ولخرجی های دولت و سیاست های غلط اقتصادی گلایه می کنند اما هنوز تو قسط وام و اجاره خونه خودشون موندن.
در هر روزنامه ای همه ادعای سیاست دارند. اما به نظر من روزنامه نگار سیاسی باید روزنامه نگارتر باشد تا اینکه دوز سیاستش بیشتر باشد تا کار دست خودش ندهد.
آخه من درباره سرویس طرح و کاریکاتور چی بگم که دبیرانش یهو می شوند کاسه داغ تر از آش و بعضی وقت ها دایه عزیزتر از مادر.
این نکته برای همه مان تجربه شده است که روزنامه نگاران محاکمه شدند در حالی که طبق مسئول مشکلات روزنامه، مدیر مسول است. درست مثل مانا نیستانی که قربانی دعوای شاه و ولیعهد روزنامه شدند.
از هیچ کدام اینها تعجب نمی کنم چون عادت کرده ام. اما همچنان از این ناراحتم که:
خیلی از مدیران مسئول و حتی سردبیرهای روزنامه ها هنوز نمی دانند که روزنامه بدون پرینتر و پرینتر بدون تونر هم می شود چاپ شود. خیلی هایشان هم خیال می کنند یک فرشته هر صبح از ملکوت میاد تونر رو شارژ می کنه و میره.
یکی دیگه میخواد بدون اینکه پول خوب بده روزنامه خوب در بیاره. خوب همین میشه که روزنامه تو کیوسک یواش یواش از پیشخون می رسه به طبقاتی که روزنامه های در پیت هستن.
از حماقت های آدم هایی که خیر سرشان روشنفکر و روزنامه نگار هستند. روزنامه نگارانی که هنوز فرق چاه توالت را با سطل آشغال نمی دانند و دستشویی هر هفته به خاطر فلان خانم یا فلان آقا می گیرد. روزنامه نگارانی که خیال می کنند چون روزنامه نگار هستند و فلانی خدمات روزنامه، باید به محض اینکه زنگ زد یا دستوری به آن فرد داد باید بلافاصله دستورش انجام شود. «خجالت بکش نوکرت که نیست، همکارت هست» یا آدم می بینه یه آقایی مخ فلان خانوم همکارش رو دو ساعت و نیم به کار گرفته و دارن درباره انرژی هسته ای با هم صحبت میکنن در حالی که موضوع به حوزه هیچ کدام مربوط نمی شود. واقعا که انرژی هسته ای این همه خاصیت داشت و ما نمی دانستیم. در ضمن خیلی دیدم که سوتی های جناب روزنامه نگار رو تایپیست یا صفحه بند جبران می کنه.
یک سری از این آدم ها هم یک وبلاگ زده اند و فحش به عالم و آدم و مقامات می دهند و چندتا هم خالی می بندند که فلان مقام انگلیسی یا آمریکایی خوشش بیاید و از آنها برای اقامت در آن کشور دعوت می کنند تا همکارشان شود. شاید یک روز بتوانند با کمک اینها حکومت ایران را ساقط کنند. «نکن آقا جان این کارها رو. جفا به خودت می کنی. اونایی هم که این طوری رفتن تازه گندش در اومده که آنچنان هم آدم حسابی نبودند.»
زهر زبونم داره زیاد میشه از این حداقل ۶۰ درصد جماعت روزنامه نگار چیزهای زیادی دیدم که به مذاق هیچ کدامشان خوش نمی آید. از سر دبیران و دبیران. از مجله هایی که نماد اخلاقند و پرچمدار یک جماعت یا یک نسل اما خودشان شاید کم از مرکز فساد اخلاقی ندارند.
آخرش هم انگار به خاطر همین نکات است که تفلکی این جماعت شغلشان خطرناک شناخته شده است.
حالا شما هم به من بگویید یک سوزن به خودت بزن و یک جوالدوز به دیگران.
من تنم پر از زخم جوالدوزهاست
*(دوستان عزیز لطفا ناراحت نشوید این مطلب فقط مزاح است)

Tags: , , , , , , , , , , , ,