ساحل

You are currently browsing articles tagged ساحل.

بوی عطرهای جورواجور زنانه، اتاق هایی پر از همهمه و واهمه و رفت و آمد و عجله.

خسته شدم از همه شان.

نخواستن ها و نطلبیدن ها و کار نداشتن ها و کار داشتن ها و کار دادن ها و وقت سپری کردن ها و شاکی شدن ها.

جعبه های روی هم چیده از شیرینی و باربران گس کام از تلخی روزگار.

جشن و سرود و پایکوبی و خستگی و تشنگی عده ای و چک های قلیلی برای لبخندشان.

ساحل سترگ آسمان از آن آنکه بر کارتش نوشته: وی آی پی

ای مردمان خشنود از روزگار خشن ناخشنود.

ای نامداران تازه نام یافته.

ای دارندگان ندار.

ای بینندگان نابینا.

ای شنوندگان کر.

ای نویسندگان بی سواد.

ای خوانندگان بد صدا.

خوش باشید که ساعت روزگار بر دقایق شما می چرخد.

من لب دوخته ام فقط نظاره می کنم.

Tags: , , , , , , , , , ,

بعضی‌ها اینقدر بدشاسند که وقتی می‌خواهد کنار دریا بروند، یک آفتابه آب هم با خود می‌برند. وقتی هم به ساحل می‌رسند، می‌بیند آفتابه سوراخ بوده و هیچ آبی نمانده است.
بعضی‌ها اینقدر خوش شانسند که مدام در قرعه کشی بانک جایزه می‌برند.
خیلی وقت است که مهر گروه اول را روی پیشانی‌ام زده‌اند. وقتی به دریا می‌رسم کویر شده است.
شاید تقصیر خودم است. نمی‌دانم. به هر حال می‌خواهم از این وضعیت فرار کنم. هر چه می‌زنم به در بسته می‌خورد. گاهی برای خودم گریه می‌کنم که کاش بد شانس نبودم.
فردا احتیاج خیلی زیادی به شانس دارم. شانس بیاورم سوالات کنکور آسان باشد.
به دعا هم خیلی نیاز دارم. دعایم کنید قبول بشوم.
هرچند می‌دانم بدشانس تر از این حرف‌ها هستم. بدشانسی توی خونم است.
از تولید به مصرف
امروز عصر، یهو دیدم آسمون پر از پرنده شده. ترسیدم که نکنه زلزله بیاد. دوربین رو برداشتم و تا اومدم دیدم پرنده ها خیلی دور شدن. صبر کردم و این چند تا عکس رو گرفتم. داغ داغ اینجا گذاشتم. البته این کبوترها جزو اون پرنده‌ها که گفتم نیستن

Tags: , , , , , , , , ,