دولت

You are currently browsing articles tagged دولت.

دور میدون ولیعصر دختر معلولی رو دیدم که پارچه سبزی بسته بود به مچش. دست راستش رو به حالت پیروزی بالا برده بود. عکس میرحسین رو با دست چپ به سینه چسبونده بود و از کنار جمعیت میگذشت.

رفته بودم بالای پل اتوبان همت. ردیف ترافیک اتومبیل هایی رو می دیدم که که اقلا بیست به یک پارچه سبز بسته بودن به آنتن یا عکس میرحسین به ماشینشون بود. گاه گداری هم یک ماشین احمدی نژادی عبور می کرد.

چندتا پسربچه دبستانی یا راهنمایی رو دیدم که عکس های میرحسین رو گرفته بودن و براش تبلیغ می کردن. رفتم جلو و گفتم شماها هم مگه رای میدید؟ گفتن دوست داریم ولی نمی تونیم. گفتم پس چرا تبلیغ میکنید؟ گفتن آخه میرحسین رو دوست داریم و شعار میدادن. بهشون گفتم خوب چرا به احمدی نژاد رای نمی دید؟ زدن زیر خنده. گفتن شما سیاسی هستید. انگار که خیال کردن من امنیتی و اطلاعاتی هستم. فوری در رفتن از ترس.

Read the rest of this entry »

Tags: , , , , ,

برای دیدن تصویر روی ادامه مطلب کلیک کنید و از مهر و سیب زمینی لذت دو چندان ببرید.

Read the rest of this entry »

Tags: , ,

ایران کشوری است که مکاتب مدیریتی در آن معنا ندارد. حداقل در بخش‌های دولتی این گونه است. اگر می‌خواهید برای خود راهی برای پیشرفت بیابید باید زیراب یکی دیگر را بزنید. چون جایی بالاتر برای شما وجود ندارد. اگر اهل زیراب زدن نیستید پس کلاه خود را محکم نگه دارید تا کس دیگری زیراب شما را نزند و آب باریکه‌تان تبدیل به جویی خشک نشود.
اگر نمونه‌های عینی بیاورم ممکن است که زیراب خودم را بزنم. همین قدر بدانید که کاسه لیسی و زیراب‌زنی کاری است کمه متاسفانه برخی از مدیران از آن لذت می‌برند. هر چند برخی هم در راه حذف این کارها کوشیده‌اند.
یک جمله را بارها گفته‌ام هرچند ممکن است حرف مهمی نباشد. کارکنان پایینی و مدیران بالایی تقاص کارهای کارکنان و مدیران میانی را پس می‌دهند. همان‌هایی که راهی برای بالا رفتن ندارند و چاله‌های زیرپایشان را با کارکنانی پر می‌کنند که تمام نگرانی‌شان این است که همان ۲۰۰هزارتومان حقوق را از دست ندهند.
همان پولی که نباید بابتش مالیات بپردازند که ازشان گرفته می‌شود. همان پولی که از طرف بالاتر تهدید به قطع‌ می‌شود جون به نظر مدیر کار به درستی و دلخواه مقام بالا صورت نگرفته است. همان پولی که این روزها حتی به ایاب و ذهاب هم نمی‌رسد؛ حالا تو بخواهی با آن کرایه خانه بدهی و ازدواج هم بکنی.
برای جامعه ایران مکاتب مدیریتی معنا ندارد. منطق جدیدی را می‌خواهد که در هیچ کجای دنیا به کار نمی‌رود. آموزش مدیریت کار بیهوده‌ای است. اول و آخر من کارمند باید مواظب سرم باشم که کلاه رویش نگذارند و مراقب تنبانم باشم که از پایم در نیاورند.

Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,