گلاب به روتون روم به دیوار. چند روز پیش رفتم فروشگاه جام جم خرید کنم. غذا بخورم. بعد حس کردم دارم می ترکم. دویدم و رفتم دست به آب ولی دیدم از اون مدل های دیواری داره. تازه اون یکیش هم دیواری بود. منم که خوب …
بگذریم. امروز دوربینم رو برداشتم که برم ازش عکس بگیرم. دیدم از بد شانسی من باز احتیاج به دست به آب دارم. اما این بار هم آب قطعه و هم دوربین رو دوشم الکی سنگینی می کنه. منم کمربندم رو سفت تر بستم. اومدم بیرون از فروشگاه.
اینا همه اش خاطره است.
