همیشه بهم میگفت:
تیکه تیکه شی الهی!
بمیری الهی!
برو بی بی سی رو بخون آموزش زبان داره.
….خوب …. خوب …. خوب …. خوب….
اونقدر گریه کردم و نعره کشیدم که داشتم بی حال می شدم. یاد لحظه هایی افتادم که سر روی شونه هاش میذاشتم. یاد روزهایی که هر لحظه میخواستم باهاش مشورت کنم حاضر بود. یاد متلک های آبدار و نتراشیده ای که بارم می کرد و من لذت میبردم. یاد روزهایی که میشستم و سربه سرش میذاشتم. روزهایی که میخواستم زیرابش رو پیش سارا بزنم ولی سارا هم منو ضایع میکرد و دو نفری به این ریش کوسه من میخندیدن. خدا به سارا صبر بده.
You are currently browsing articles tagged خوب.
Tags: آبدار, بمیری الهی, بود, خاکستری, خوب, سارا, سارا معصومی, سه شنبه, عباس گلکار, غروب, فرهاد مهراد, متلک, مسابقه, مهران قاسمی, کاریکلماتور
من یکی درمیون حالم خوب و بد میشه. الان حالم بده.
Tags: بد, حال, خوب, یکی در میون