نشسته ام و منتظر. اینجا گوشه ای زیر سایه تابلوی مرکز همایش هاست. منتظر نشسته ام که دوستم بیاید و برایم کارت بیاورم که بروم داخل. می دانم که راه های رفتن به داخل بسیار است و ما که یوغ نام خبرنگار را به دوش می کشیم بهتر این راه های ورود را بلدیم. اما می گویند باید کارت داشته باشی. این پشت در خیلی ها هستند که خبرنگارند و کارت خبرنگاری دارند و بیرون مانده اند و آنجا خیلی ها هستند که کارت ورود دارند و خبرنگار نیستند. بعضی ها هم خبرنگارند در جامعه و نه کارت خبرنگاری دارند و نه کارت های دیگر و فقط خبرنگارند و خانه به دوش.
You are currently browsing articles tagged خبرنگار.
Tags: 16 مرداد, 17 مرداد, آدامس, احمدی نژاد, ایرنا, بنیاد شهید, بهداد, تفال, حافظ, حسینی, خبرنگار, خبرگزاری, دوست, رامین, رحیم مشایی, سالن همایش ها, شهید صارمی, صداوسیما, همایش, وزیر ارشاد
بهمنظور پوشش خبری و رسانهای برنامههای ستاد مرکزی راهیان نور در مناطق عملیاتی یادمان دفاع مقدس، ستاد خبری راهیان نور تشکیل شد و از امروز آغاز بهکار کرد.
ستاد خبری راهیان نور از امروز تا ۱۵ فروردین ۸۸ به انعکاس رویدادهای مناطق عملیاتی جنوب کشور و برنامههای کاروانهای راهیان نور اعزامی از استانهای مختلف به خوزستان میپردازد.
فرید صادقی، رئیس ستاد خبری راهیان نور در اهواز گفت: ستاد خبری راهیان نور در دو استان تهران و خوزستان تشکیل شده و اعضای ستاد در مقر محمودوند اهواز مستقر شدهاند.
کاروانهای زیارتی راهیان نور میتوانند با مراجعه به مقر ستاد خبری راهیان نور، نسبت به پوشش خبری برنامههای خود اقدام کنند.
http://rahianpress.ir
Tags: تهران, خبرنگار, خوزستان, دفاع مقدس, راهیان نور, زیارت, ستاد, فروردین, فرید صادقی, کاروان
ما ایرانی ها هنوز بلد نیستیم سایت اینترنتی درست کنیم. چندتا سایت اصلی رو مثال میزنم. ایران خودرو، سایپا، واحد مرکزی خبر، دانشکده خبر ایرنا، یا بسیاری از سایت های حقیقی و حقوقی.
ایراد اصلی این سایت ها این هست که تصاویری با حجم و اندازه بالا رو توی صفحه ها میذارن و مثلا برای یک صغحه وبلاگ که باید حداکثر ۲۰۰ کیلوبایت باشه، سه چهارتا عکس میذارن که حجم صفحه به بیشتر از یک مگابایت میرسه. اگر به صفحه نگاه کنید، می بینید که اندازه عکس ها به نظر کوچیک میاد ولی نسخه اصلی که قرار گرفته خیلی بزرگتر هست و به صورت دستی و با تغییر اندازه نمایش اون طور به نظر میرسه.
ایراد دیگه این سایت ها این هست که تصاویر سایت هاشون به شدت شبیه هم هست. مثلا اگه بخوان درباره یک موضوع بیست تا عکس بذارن، اقلا ۱۵تا از اون عکس ها از یک زاویه هست. مثل عکس هایی که ایران خودرو از اتومبیل تولیدی جدید خودش (سمند ELX) گذاشته. تمام عکس های نمای داخل این ماشین از سمت شاگرد گرفته شده. بدون توجه به تصاویر سایت های جهانی اتومبیل که برای هر قسمت از ماشین تولیدی شون ده تا عکس با هنرمندی تمام و استاندارد کاری و زاویه مناسب می گیرن.
بدتر از سایت ایران خودرو سایت شرکت سایپا هست که واقعا افتضاحه. هیچ عکس به درد بخوری نداره. همه عکس ها مربوط به سال های گذشته هست. قسمت اخبار سایت به روز نمیشه. مثلا وقتی که من خواستم ماشین بخرم از طریق سایت شرکت سایپا هیچ اطلاع مناسبی به دست نیاوردم. حتی اون چیزهایی که توی سایت نوشته شده بود رو توی ماشینم ندیدم. پراید من یک چیز بود و پراید نوشته شده در سایت یک چیز دیگه.
سایت واحد مرکزی خبر رو هم به این خاطر مینویسم که در کنار سایت خبری ایرنا در تمام دنیا سایت خبری رسمی جمهوری اسلامی ایران شناخته میشه. ولی هر دوی این سایت ها هیچ اطلاعات مناسبی ندارن. اکثر خبرهای واحد به خصوص اخبار اقتصادی از منابع دیگه ای گرفته شده. اطلاعات به روز نیست و همون مشکل عکس هایی رو داره که بالا نوشتم. علاوه بر این ها دامنه com واحد مرکزی غیرفعال شده و تا همین چند ماه پیش بدون نوشتن www نمیشد سایت رو دید. عکس خبرنگارها رو هم معمولا سمت راست و بالا در حال گوشی تلفن به دست بودن میذارن که هنوز نفهمیدم این چه صیغه ای هست. دسته بندی دقیق و خوبی برای خبرها وجود نداره. هر گروه خبری، حوزه های متفاوتی داره. اما این نکته که در اکثر سایت های کم بازدید کننده رعایت شده، در این سایت وجود نداره.
سایت دانشکده خبر خودمون هم که قربونش برم به هر چیزی می خوره به جز سایت یک دانشکده که به باید به صورت تخصصی به تربیت خبرنگار برای جامعه ایران بپردازه.
Tags: www, ایرنا, تلفن, خبرنگار, دانشکده خبر, سایت, سایپا, سمند, عکس, واحد مرکزی خبر, پراید, گوشی
پستان مادری گریان در دهان کودکی خواب آلود. بغض هایی که فرصت گریه میخواهند. قدمهایی که یک به یک سست تر میشود. نوای حزن انگیز موسیقی.
خداحافظ ای…
از پله های مترو بالا میآیم و مسیر بهشت زهرا را پیش میگیرم. وقتی به قبرستان جسدهای سوخته میرسم اینها را میبینم. مادران داغدار. نوزادانی که حالا هم دندان درآورده اند و هم راه میروند. نوعروسانی که بیوه های سه ساله شده اند. همسرانی که هنوز در چشمانشان غم میدود. کودکانی که پدر را ندیدند و نطفه هاشان روزهایی جنین شد که پدر آن بالاها بود. آن بالاهای بالا. آنجا که میگویند از آسمان هفتم هم انگار بالاتر است.
Tags: C130, تابوت, خبرنگار, سقوط, شهادت, شهید, شهید گمنام, ضجه, مزار, کیهان
چون دانشجو توی ایران، مخصوصا دانشجوی داشنکده خبر، اخ، جیز، ایش، ایکبیری و غیره هست و مدیران دانشکده هم انگار که خبرنگار رو دشمن بشریت می دونن و برای دانشجو جماعت تره خورد نمی کنن که هیچ، سلفشون رو هم دیوار کشی می کنن و به دستشویی ها برچسب خواهران و برادران می زنن، بچه های دانشکده هم تصمیم گرفتن خودشون آستین بالا بزنن.
حالا سایت خبری تریبون تنها پایگاه تقریبا رسمی بچه های دانشکده خبر هست.
Tags: برادران, تریبون, خبرنگار, خواهران, دانشکده خبر, دستشویی, سایت خبری تریبون, سلف, مدیر
خوب با این وضعیت خبرنگار بودن که مبارکی نداره. همه اش درد و بدبختی هست. آخرش هم…..
روز خبرنگار بر شرکت مخابرات مبارک
شونصد تا پیامک از بچه های خبرنگار برام اومده
Tags: خبرنگار, شرکت مخابرات, پیامک
اون روزا وقتی که از جلوی کیوسک روزنامه فروشی آقای صارمی که رد میشدم و عکس برادرش که تازه شهید شده بود رو میدیدم، درست و حسابی نمیدونستم خبرنگاری چیه. حالا امروز اسم ما هم شده خبرنگار.
حالا اگه نونی از این خبرنگاری بهمون برسه، یک لقمه میخوریم و یک لقمه کنار می ذاریم. شاید یک روزی نونمون بریده بشه.
سیب که بالا میافته، هزار دور میچرخه تا زمین برسه.
فردا روز خبرنگاره.
نمیدونیم فردا چی میشه، ولی دلمون رو خوش میکنیم به همین لحظههای زود گذر که برای هم لاو میترکونیم.
راستی ببخشید که اسممون خبرنگاره و تمام زوطمون توی پررویی هامنه.
شما ببخش.
این یک لقمه نون ما رو آجر نکن.
Tags: آجر, خبرنگار, روز خبرنگار, روزنامه فروشی, سیب, شهید, صارمی, فردا, لاو, لقمه, نون, کیوسک