توبیخ

You are currently browsing articles tagged توبیخ.

چشم، چشم را نمی‌بیند؛ دست ها در جیب است
نگه نمی‌دارد تاکسی ، همه دربست می‌خواهند مسافر را
نگه جز نوک بینی دید، همان را هم نمی‌تانی
که برف است و کولاک است
وگر ترمز زنی پیش پای مسافر
با دست دماغی در می‌آورد پاره پولی از بغل بیرون
که شکم ها سخت سوراخ است
همان چیز بد بو کز بدن ‌آید برون ابری شود تاریک
چو ایستد، چشمانت شود سرخ و سرت می‌رود گیج
زور زیاد کاینست، پس دیگر چه داری انتظار
ز فرهنگ غریبه یا آشنا؟
Read the rest of this entry »

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,