ایران

You are currently browsing articles tagged ایران.

اوضاع اقتصادی آنچنان بلبشو شده که برنامه مثقال آندروید هیچ قیمتی رو نه از ارز، نه از طلا، نه از فلزات و نه از سکه اعلام نمیکنه.

لینک برنامه هم از صفحه سایت بازار متعلق به شرکت همراه همزبان ایرانیان که یه جورایی وابسته به وزارت ارتباطات و دانشگاه شریف هست حذف شده.

این صفحه برنامه های فارسی سایت بازار هست و هیچ اثری از آثار برنامه مثقال نمیتونید توش پیدا کنید.

اما نکته جالب اینه که مسئولین سایت بازار یادشون رفته لینک برنامه مثقال رو از سایت حذف کنن و شما میتونید با تکنیک های جستجوی سایت گوگل به لینک برنامه در سایت بازار دست پیدا کنید. اما در قسمت جستجوی سایت بازار نیمتونید به کلمه مثقال دسترسی پیدا کنید.

دوتا پیغام میاد رو صفحه که روش نوشته:

۱- به دستور مقامات قضایی تا اطلاع ثانوی از ارائه سرویس معذوریم.

آدم: نمی فهمم این اطلاع ثانوی دقیقا کی اعلام میشه که هر کی هر چی میخواد بگه، میگه تا اطلاع ثانوی!!!

۲- اطلاعات نرخ ها به روز رسانی نمی شود.

آدم: خوب اینو که خودمم می بینم ولی چرا؟!

Tags: , , , , , , , , , , , ,

تو ایران ما همه چیز جالبه!!!

یکی از یکی باحال تر!!!

در تمام دنیا بر سر ارائه خدمات و جذب مشتری رقابت وجود داره.

اما در ایران ما برای بالاتر بردن قیمت کالا و خدمات دعواست و هر کی با نرخ بالاتر کالایی رو به مشتری قالب کرد اون برنده است.

اپراتور اول مثلا خصوصی شد، تالیا اومد و اصلا به عنوان اپراتور حسابش نکردن چون خودی نبود، اپراتور دوم شد ایرانسل، اپراتور سوم شده رایتل یا تامین تلکام یا شرکت مخابراتی که سازمان تامین اجتماعی راه اندازی کرده.

اینم نرخ خدماتش هست. نوشتن تعرفه و خدمات ویژه، شماره رو نمی تونید انتخاب کنید و مجبورید از همون پیش شماره های ارائه شده یکی رو بردارید. نرخ مکالمه و خدمات اینترنتش هم به نسبت توانایی قشر متوسط جامعه بالاست.

خواسته یا ناخواسته باید به همون “همراه اول” دل خوش کنیم.

ایشالا اینا مشتری مدار تر از اپراتور های دیگه باشن. هر چند بعید می دونم چنین چیزی در ایران ما رخ بده.

Tags: , , , , , ,

صبح از خونه زدم بیرون که برم دانشگاه و قبل تر از دانشگاه اول وقت برم بانک صادراتی که کنار دانشکده توی خیابون اندیشه هست که پول دو واحد کارآفرینی که مهمان گرفتم رو پرداخت کنم. وارد شعبه میشم. میخوام فیش بگیرم که متصدی هم میده. بعد میگه کارت ملی همراه داری؟ میگم کارت ملی میخواد چی کار؟ میگم میخوام پول بریزم. برداشت که نمیخوام بکنم میگی کارت ملی میخواد. میگم دارم تو برگه رو بده. میده. میخوام بنویسم. همزمان ازش می پرسم قانون جدیده که کارت ملی میخوای؟ میگه بعضی شعبه ها میخوان بعضی ها نمیخوان. میگم آخه این دیگه چه جورشه؟ میگم آخه چرا این طوری میکنید؟ میگه بازرس پارسال اومده گیر داده که چرا کارت ملی نمی گیرید. ما هم از اون موقع برای واریز وجه کارت میگیریم.

نگاه کردم دیدم اتفاقی این دفعه کارت ملی رو برعکس همیشه که تو کیفم هست نیاوردم. اون هم که گفت پول بدون کارت نمیگیره.دیدم با اینا بحث کردن فایده ای نداره. اگه متصدی اینه که رییسشون از این نابغه تره. اومدم بیرون. بعد خدا رو شکر کردم که توی بانک صادرات و کلا بانک دولتی حساب ندارم و متاسفانه یه حساب دارم که اونم حقوق میرزن برامون تو بانک تجارت.

میام دانشکده که برم تلفن بزنم به بازرسی بانک تجارت ببینم اون بازرس نابغه ای که این حرف رو زده کی هست؟

شماره ۱۱۸ رو میگیرم و میخوام که شماره بازرسی بانک صادرات رو بهم بده. خانوم نابغه ۱۱۸ که بنده خدا بعد این همه تلفن جواب دادن دیگه گوشش هم کار نمیکنه با چند بار تکرار کردن من که شماره بازرسی یا روابط عمومی رو بده میگه کدوم شعبه؟ میگم شعبه نه. ساختمون مرکزی رو میخوام. دکمه دستگاه رو میزنه و سیستم میگه لطفن یادداشت فرمایید. منم یادداشت می فرمایم. یک شماره شعبه به من داده. البته وقتی زنگ میزنم می فهمم شعبه هست. به طرفی که بر میداره میگم بازرسی هست آقا؟ میگه نه جانم شما شعبه رو گرفتید. میگم شماره از بازرسی ندارید؟ میگه شماره ۸۴۷۶۱ رو بگیر برات وصل میکنه.

من شماره رو میگیرم. ولی هنوز تا ۸ اول رو نزدم میگه شماره در شبکه نیست با یه صدای خیلی بدی هم اعلام میکنه. باز زنگ میزنم ۱۱۸ یک نابغه تر از اولی بر میداره. بهش میگم بازرسی بانک صادرات میگه کدوم شعبه ؟ تو دلم میگم نخواستم. به خانومه میگم روابط عمومی بانک صادراتو بدید لطفن. خانومه گوشی رو ول میکنه و میره. هی من میگم الو الو الو هیچ کس نیست پشت خط.

به خودم میگم بیخیال

بذار بریم به کلاسمون برسیم تا استاد غیبت نزده.

کلاس تموم میشه و ساعت ده و چهل دقیقه میرسم به بانک صادرات توی خیابون سبلان شمالی نرسیده به ایستگاه مترو. شماره میگیرم. ۵ دقیقه بیشتر نمیگذره که می بینم دستگاه روی شماره ۱۹۴ مونده و شماره توی جیب من ۲۰۵ هست. می بینم که دارن کارمندا با هم صحبت میکنن. از خانوم متصدی صندوق سوال میکنم میگم برای پرداخت هم کارت ملی میخواد. میگه نه نیازی نیست. میگم پس چطور یه شعبه دیگه میخواد یه شعبه نمیخواد؟ میگه اصلا نیازی به کارت ملی برای پرداخت نیست. منم این رو میدونستم. هر چی باشه یه دیپلم و فوق دیپلم حسابداری داریم و یه لیسانس خبرنگاری و خودم هم کلی کار خبری کردم و دستم به صدتا خبرنگار و ده تا روزنامه و خبرگزاری میرسه که این مسئله رو رسانه ای کنم.

منتظر می مونم. مردم هی پاهاشونو تکون میدن. راه میرن به ساعت نگاه میکنن. میگن چرا بیکار نشستید و شماره اعلام نمیکنید؟ میگن سیستم قطعه. ولی نگفتن که سیستم اعلام شماره قطع هست یا سیستم شبکه داخلی خود شعبه یا سیستم سراسری؟ به هر حال من از یه ربع به یازده تا یازده و ربع معطل بودم برای پرداخت ۲۳ هزار تومان شهریه.

دیدم فایده ای نداره. ول کردم و اومدم از شعبه بیرون. باز خدا رو شکر کردم که توی بانک صادرات حساب ندارم و گفتم بیچاره کسایی که توی خارج از کشور توی شعبه های خارجی بانک صادرات حساب دارن. توی سایتشونم الان. از نظر طراحی که خیلی ضعیفه. منظورم طراحی ساده برای کاربر هست. منظورم از نظر گرافیکی نیست. خیلی سر در گم کننده است. به خودم میگم این بانک های دولتی فقط ادعا میکنند و یکی از یکی دیگه بدتر هستند و تنها چیزی که برایشان بی ارزش است مشتری است.

به برگه شماره خودم نگاه کردم. زیرش نوشته بود مراقب پول خود باشید دزدان در کمینند. بکی نیست به خودشون بگه مراقب اعتبار خود باشید حق انتخاب مشتری در کمین شماست.

Tags: , , , , , , , , , , , , , ,

ایران:

دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، ۲۲ خردادماه سال ۱۳۸۸ با شرکت ۴۰ میلیون نفر برگزار شد و کامران دانشجو رییس ستاد انتخابات وزارت کشور، صبح ۲۳ خرداد نتیجه قطعی شمارش آرا را اعلام کرد.

محمود احمدی نژاد ۲۵ میلیون رای آورد.

کامران دانشجو وزیر علوم شد.

افغانستان:

دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری افغانستان با شرکت حدود ۵ میلیون نفر روز ۲۹ مرداد ماه امسال برگزار شد اما هنوز بعد از گذشت یک ماه و نیم، نتیجه نهایی انتخابات اعلام نشده است.

حامد کرزای می گوید برنده است و عبدالله عبدالله با رنگ آبی می گوید تقلب شده است اما بدنه حکومت این گفته وی را نمی پذیرد.

باید منتظر ماند و دید نتیجه انتخابات افغانستان چه می شود تا ببینیم سمت بعدی رییس ستاد انتخابات افغانستان چیست؟!

Read the rest of this entry »

Tags: , , , , , , , , ,

تو دنیا فقط ۱۸۰کشور هستن که در رده بندی‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی به حساب میان.
حالا حساب کنید توی این ۱۸۰کشور دنیا ما روی پله ۱۷۶ ایستادیم.
می‌دونید چرا؟
چون نرخ تورم ایران ۱۹درصد هست.
پس با این حساب ۴تا کشور دیگه بعد از ما هستن.
کشور آخری می‌دونید کجاست؟
کشور دوست و برادر زیمباوه از آخر، اول شده.
رژیم غاصب صهیونیستی (اسرائیل کوفت گرفته) با نیم درصد تورم روی رده پنجم جدول قرار گرفته.
کشور نیجر و ژاپن تورمشون صفر هست.
افغانستان ۸/۳ درصد تورم داره و مقام ۱۴۵ جهانه.
۵۴ جدول برای شیطان بزرگ(آمریکا) هست.
تمام این آمار براساس اعلام رسمی کشورهای جهان هست. پس اگه نرخ تورم واقعی رو دولت اعلام کنه نمی‌دونم اصلا به ما اجازه میدن روی پله‌ها بایستیم یا نه!
جدول رده بندی کشورهای جهان براساس نرخ تورمشون در سال ۲۰۰۷ میلادی

Tags: , , , , , , , , ,

آن گونه که باید نمی‌نویسم چون نمی‌توانم بغض فرو خورده خودم را به کلمات تبدیل کنم.
گاهی لینک ها گویاترینند و تصاویر فریادها را فریاد می‌زنند.
وطنم دوستت دارم ولی گاهی دوست داشتنی نیستی.
گاهی لبریز از کینه می‌شوم، از بودنت.
گاهی می‌خواهم از تو دل بکنم. ولی تا دست در جیبم می‌کنم. چیزی جز چند سکه و چند اسکناس که بزرگ ترینش یک ۵هزاری است، بیرون نمی‌آید.
گاهی برایت گریه می‌کنم.
گاهی برای خودم گریه می‌کنم.
گاهی افسوس ندیدنت را می‌خورم.
وطنم دعا کن بتوانم از تو دور شوم تا نبینمت.
دعا کن بروم تا گام هایم بر سینه ات سنگینی نکند.
دعا کن لحظات وداع از تو برایم آسان بگذرد.
وطنم عزم کرده ام بروم ولی «ای کاش آدمی وطنش را همچون بنفشه ها می‌شد با خود ببرد هر کجا که خواست.» (قسمتی از یک ترانه با صدای فرهاد مهراد)
وطنم یک گلدان بلند خریده ام. داخلش گل آپارتمانی کاشته ام. گل‌های که ریشه در آن سوی دنیا دارند.
وطنم باور کن نمی دانم گیاه تو چیست؟
وطنم نمی‌دانم ثمره تو از گیاه در این دنیای خاکی چیست!
وطنم تو مرا آیا می‌شناسی؟
وطنم بگذار اعتراف کنم. به کتاب آسمانی، به پیامبری که نامش محمد است، قسم.
قسم به نام محمد و قسم به تو که نمی‌شناسیمت. اگر هم بشناسیم، خود را می‌زنیم به نشناختن.
وطنم چه بودی؟
وطنم چه شدی؟
وطنم چه هستی؟
وطنم چه خواهی شد؟
وطنم نامت چه بود؟
آها یادم آمد.
نامت انگار ایران بود.
یادم باشد نامت را نخ کنم بیندازم به گردنم.
آخر گاهی نامت از دلم کنده می‌شود.

Tags: , , , , , , , , , , ,

نادر ابراهیمی در میدان جنگ

مرحوم نادر ابراهیمی

ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
چه سفرها کرده ایم، چه سفرها کرده ایم
ما برای بوسیدن خاک سر قله ها
چه خطرها کرده ایم، چه خطرها کرده ایم
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود
خون دلها خورده ایم
خون دلها خورده ایم
ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود
رنج دوران برده ایم
رنج دوران برده ایم
ما برای بوئیدن بوی گل نسترن
چه سفرها کرده ایم، چه سفرها کرده ایم
ما برای نوشیدن شورابه های کویر
چه خطرها کرده ایم، چه خطرها کرده ایم
ما برای خواندن این قصه عشق
به خاک خون دلها خورده ایم
خون دلها خورده ایم
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک
رنج دوران برده ایم
رنج دوران برده ایم

Tags: , , ,

« Older entries