می خواهم خودم باشم. درست از روزی که دامینم برای چند روزی غیر فعال شد به این فکر افتادم که خودم باشم و این نقاب کاذب دروغین رو از جلوی صورتم بردارم.
راه می رفتم و روی برف ها به جای پای آدم های رفته نگاه می کردم. یکی به راست رفته بود. یکی به چپ. یکی لی لی کرده بود و یکی دیگه سور خورده بود. یکی کفش زنونه داشت و یکی دیگه کفش ورزشی. یکی هم من بودم که به ردپاها توی یک پیاده رویی که هیچ کس توش نبود نگاه می کردم.
به پاهای خودم خیره شدم. نگاه کردم که هنوز جوانم. هنوز انرژی و فکر دارم. هنوز می تونم بپرم و جست و خیز کنم. هنوز خودم فکر می کنم. پس وقت اون رسیده که این نقاب لعنتی رو بردارم. به سوی پله های ترقی گام بر می دارم.
من از این به بعد خودم هستم. خود خود خودم. یک شروع دوباره.
*(بخشی از یکی از شعرهای سید علی صالحی (البته امیدوارم که درست نوشته باشم
You are currently browsing articles tagged انرژی.
Tags: آیینه, انرژی, برف, جست و خیز, خاطره, سید علی صالحی, کفش ورزشی
یکی میگفت ۱۳ عدد نحسی نیست. زمانی که انگلیسیها و روسها تن زخمی ایران رو پاره پاره میکردن، تعدادی از عادتهای خودشون رو تو کشور ما برای ما مردم ساده لوح ایران یادگار گذاشتن.
میگفت اگه ۱۳نحس هست پس چرا امام علی (ع) ۱۳رجب به دنیا اومده و روز خوبی هست.
یکی دیگه میگفت خیلی حرفها خرافات هست. این انرژی انسانها هست که اونها رو به واقعیت تبدیل میکنه.
یکی میگفت آسمون همیشه براش تیره و تاره.
Tags: 13, امام علی, انرژی, انگلیسی, تکاپو, دانشکده خبر, دانشگاه جامع علمی کاربردی, روس, زخمی, سازمان سنجش, شیرین, نحس, پاره, پاره پاره, کاغذ