اشک

You are currently browsing articles tagged اشک.

وقتی که من بچه بودم ،
پرواز یک بادبادک
می بردت از بام های سحرخیزی پلک
تا
نارنجزاران خورشید .
آه ،
آن فاصله های کوتاه .
وقتی که من بچه بودم ،
خوبی زنی بود که بوی سیگار می داد ،
و اشکهای درشتش
از پشت آن عینک ذره بینی
با صوت قرآن می آمیخت .

وقتی که من بچه بودم ،
آب و زمین و هوا بیشتر بود ،
وجیرجیرک
شب ها
درمتن موسیقی ماه و خاموشی ژرف
آواز می خواند .

وقتی که من بچه بودم ،
لذت خطی بود
ازسنگ
تازوزه آن سگ پیر و رنجور .
آه ،
آن دستهای ستمکار معصوم .

وقتی که من بچه بودم ،
می شد ببینی
آن قمری ناتوان را
که بالش
زین سوی قیچی
باباد می رفت –
می شد،
آری
می شد ببینی ،
و با غروری به بیرحمی بی ریایی
تنها بخندی .

وقتی که من بچه بودم ،
درهرهزاران و یک شب
یک قصه بس بود
تاخواب و بیداری خوابناکت
سرشار باشد .

وقتی که من بچه بودم ،
زورخدا بیشتر بود .

وقتی که من بچه بودم ،
برپنجره های لبخند
اهلی ترین سارهای سرور آشیان داشتند ،
آه ،
آن روزها گربه های تفکر
چندین فراوان نبودند .

وقتی که من بچه بودم ،
مردم نبودند .

وقتی که من بچه بودم ،
غم بود ،
اما
کم بود .

بیستم اردیبهشت ۱۳۴۷ – تهران

شاعر: اسماعیل خویی

ایت شعر رو فرهاد تو آلبوم برف خونده

متن از سایت آوای آزاد

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

خواب یک گنجشک را دیدم
کابوس درختان آشفته از باد
خواب انسانی دیدم
خواب یک بادبادک
خواب سینه مادر
بر دهان کودک
من تو را خواب دیدم
من خواب تو را دیدم
باورکن
آسمان آبی بود
می دانی؟
آسمان ابر هم داشت
می دانی؟
باد می آمد
دنیا پر بود از همه چیز
اما
حلقه های دل ما
پاره
مثل زنجیر پهلوان معرکه گیر
می دانی؟
سکه های مردم
مثل اشک من می پاشید

Tags: , , , , , , , , , , , ,

دلم گرفته. سنگ شده. چرک کرده. داغون شده. له شده. شکسته. نابود شدم.
دلم تنگ شده. هوایی شده.
دلم باهام قهر کرده. تحویل نمی گیره.
دلم رو دوست دارم. دلم و مغزم با هم یکی نیست. بین شون جنگ شده.
سفر می‌خوام. همسفر می‌خوام. نازنین می‌خوام.
خسته شدم. چشمام پر اشک شده. بالین می‌خوام. شونه می‌خوام.
دنبالشم. دنبال من نیست. نگاهمون به هم گره می‌خوره.
اما اما اما اما

Tags: , , , , , , , , , , , ,

اعصابم خیلی داغونه. حالم خیلی خرابه. وضعیتم از بحرانی هم گذشته. هیچ نوروزی برام به افتضاحی امسال نبوده. میگن متولدین سال موش، تو سال خوک باید با دم خودشون گردو بشنن. اما خر ما از کرگی دم نداره. به هیچ کس زنگ نزدم. تلفن رو جواب ندادم. خطم قطعه. به یکی دونفر که خیلی دوستشون دارم و خیلی مدیونشون هستم، حتی زنگ هم نزدم. خیلی پستم. خیلی رذلم. شاید نباشم. شاید حالم خرابه. شاید افسرده هستم. شاید می خوام از این وضع خلاص بشم. اما وقتی چیزی ندارم، چطور می تونم از این وضع خلاصی پیدا کنم؟!

Read the rest of this entry »

Tags: , , , , , , , , , , ,