اردیبهشت

You are currently browsing articles tagged اردیبهشت.

۲۹اردیبهشت هرسال همیشه برای من، هاله‌ای از غم و شادی به دنبال خودش داشته.
امروز نه غمگین هستم و نه خوشحال. یک حس خاص دارم. توی سرخوشی شب گذشته، یک موسیقی گوش‌نواز همراه با چند قطره اشک و چند جمله دعا موندم. خاطره بسیار خوشی که نمی‌خواستم تاریخ روزگار به امروز برسه و چندساعتی از خوشی یک احساس، خوابم نبرد.
الان دارم حساب می‌کنم چندساله شدم. راستی شما چندسالتونه؟ من مدت‌هاست که دارم از رقم سنم فرار می‌کنم تا بیشتر در کودکی‌ها نفس بکشم. هنوز دوست دارم برم روی تاب، خودم رو چنان بالا بفرستم تا دستم برسه به آسمون.
دوست دارم توی همون محله قدیم، با ذغال روی زمین خط بکشم و لی لی بازی کنم. شاید بخندید. اما من هیچ بازی پسرونه رو به اندازه اینکه نخ ببندم به ماشین و توی کوچه‌های داغ تابستون دنبال خودم بکشم، دوست ندارم.
شیطنت‌ها تمومی نداره. ولی باید رنگش رو عوض کرد. باید لباس کودکی رو از تنم در بیارم و کنار بذارم. باید نفس بکشم. باید خیابون‌ها رو همون‌طوری نگاه کنم که دیشب دیدم. باید شروع کرد به دوست داشتن آدم‌ها.
امروز باهاش خداحافظی می‌کنم. لباس رو از تنم درمیارم. بغلش می‌کنم، با تمام وجودم می‌بوسمش و میگم برای همیشه خداحافظ محبوب من. امروز رو می‌گم. مطمئن باشید. من دیگه نباید اونی باشم که تا به امروز بودم. البته خط بطلان به همه چیز نمی‌کشم. باید برای به دست آوردن بعضی چیزها، خیلی چیزها رو فراموش کرد.
آفتاب ۳۱اردیبهشت که به چشمام تابید، زندگی تازه ای رو شروع خواهم کرد.
۲۳سالگی من تمام خواهد شد و روزهایی رو جلوی چشمم می‌بینم که خواسته یا ناخواسته به استقبالم می‌آیند. من ۲۴ساله خواهم شد. بغض می‌کنم. چشمانم خیس می‌شوند برای آنهایی که از دست خواهم داد و آنچه می‌خواهم به‌دست بیاورم. بوی ۲۴سالگی را حس می‌کنم. سال موش را از همین الآن می‌بینم، مثل همان موشی که ساعت ۱۱دیشب سر خیابان حافظ می دوید تا به سوراخی بخزد.
حالا من همان موش هستم. اما از این سوراخ می‌خواهم به سوی روشنایی بخزم. می‌پرم و تمام ۲۳تا ۳۶۵روز رو می‌شمارم. سرجمع به عبارتی می‌کنه ۸۳۹۵روز. خدا حافظ ۲۳سالگی.
پاهایم را جفت می‌کنم، خیز برمی‌دارم و می‌پرم به سوی آسمان زندگی و عشق.

Tags: , , , , , ,

آقا محسن، کچل کفترباز معروف من رو به بازی آرزوها دعوت کرده. بهش قول دادم که آرزوهام رو بنویسم. با اینکه اگر بخوام آرزوهای خودم رو بنویسم، باید به جای متن، نقطه یا این علامت [.......] رو بذارم.
دست آخر هم باید چند نفر رو به نوشتن آرزو دعوت کنم. هرچند که ممکنه قبول نکنن.
آرزوها:
اردیبهشت رو خیلی دوست دارم. آرزو دارم تا اردیبهشت تموم نشده، دوباره ببینمش.
آرزو دارم یک سقف، یک خدا، یک یار، یک چشم و شکم سیر، یک دل همیشه عاشق و یک معشوق که همیشه بپرستمش داشته باشم.
می‌خوام این دل دردی که از سر عشق بهش مبتلا شدم، زودتر خوب بشه.
دوست دارم از دست چند نفر زودتر خلاص بشم. دارن کچلم می‌کنن.
آرزو دارم [...................................]
دعوتنامه:
من همه وبلاگ نویس‌های دنیا رو به نوشتن آرزوهاشون دعوت می‌کنم.

Tags: , , , , , , , , ,

Newer entries »