
دارم میرم بهشت زهرا. برای رفتگان صلوات ختم کنید و اگه دوست داشتید، برای مهران قاسمی و احمد بورقانی دو عزیزی که تازه فوت کردن هم فاتحه بفرستید.
گاه و بیگاه نوشتههای علی صدیقی
You are currently browsing articles tagged احمد بورقانی.

دارم میرم بهشت زهرا. برای رفتگان صلوات ختم کنید و اگه دوست داشتید، برای مهران قاسمی و احمد بورقانی دو عزیزی که تازه فوت کردن هم فاتحه بفرستید.
Tags: احمد بورقانی, بهشت زهرا, صلوات, فاتحه, فوت, مهران قاسمی
خسته شدم دیگه. از زندگی، از مرگ، از دست خدا، از دست عزرائیل.
هنوز لباس سیاهی که به خاطر مهران پوشیده بودم رو در نیاوردم که باید برای درگذشت احمد بورقانی لباس سیاه بپوشم. به اینکه احمد بورقانی کی بود و چه کاره بود کاری ندارم. اما پسرش (سهام الدین) دوست من هست. مثل یک برادر.
نمیدونم این سال ۱۳۸۶ تا چه زمانی میخواد نیش بزنه و زهر بریزه. مرگ بهترین دوستان و بیماری عزیزترین کسانم.
چارهای برای آدم نیست. چاره ای برامون نمیمونه. در برابر تقدیر خداوند باید سر تعظیم فرود بیاریم.
Tags: احمد بورقانی, تعظیم, سهام الدین, سهام الدین بورقانی, عزرائیل, مرگ, چاره