آسمان

You are currently browsing articles tagged آسمان.

بوی عطرهای جورواجور زنانه، اتاق هایی پر از همهمه و واهمه و رفت و آمد و عجله.

خسته شدم از همه شان.

نخواستن ها و نطلبیدن ها و کار نداشتن ها و کار داشتن ها و کار دادن ها و وقت سپری کردن ها و شاکی شدن ها.

جعبه های روی هم چیده از شیرینی و باربران گس کام از تلخی روزگار.

جشن و سرود و پایکوبی و خستگی و تشنگی عده ای و چک های قلیلی برای لبخندشان.

ساحل سترگ آسمان از آن آنکه بر کارتش نوشته: وی آی پی

ای مردمان خشنود از روزگار خشن ناخشنود.

ای نامداران تازه نام یافته.

ای دارندگان ندار.

ای بینندگان نابینا.

ای شنوندگان کر.

ای نویسندگان بی سواد.

ای خوانندگان بد صدا.

خوش باشید که ساعت روزگار بر دقایق شما می چرخد.

من لب دوخته ام فقط نظاره می کنم.

Tags: , , , , , , , , , ,

دستم را بگیر
تو راه را خوب می‌دانی
آسمان صاف
هوا دلپذیر
خداوند مهربان
مهتاب است
بر آسمان قدم بگذار
برویم آن بالا
سفره دلمان را روی سینه ماه پهن کنیم

Tags: , , , , , , ,

سه شنبه آخر سال. خوب معلومه که می‌خوام درباره چهارشنبه سوری بنویسم. از صدای انفجارهایی که هنوز توی گوشم مونده. از صدای آژیر آمبولانس و آتش نشانی. از آدم‌های به خیابان نیامده و تن‌های سوخته. از کسانی که امشب سکته کردن. پیرمردها و پیرزن‌هایی که لعنت می‌کردند. از کودکانی که با صدای نارنجک به گریه می‌افتادند. از مادران و پدرانی که از بچه‌ها بدتر بودند در شرارت. در آتش زدن. در انفجار.

Read the rest of this entry »

Tags: , , , , , , , , , , , ,

آسمان و زمین تاریک تاریک بود. ماه بود که مثل یک دایره سفید در دل سیاهی نشسته بود. اما نوری نداشت.
پسر راه می‌رفت با سایه اش که درخشان بود. دست دراز کرد تا سایه را بغل بگیرد. سایه رها شد. از پسر گذشت. پسرک سیاه به زمین قفل شده بود و می‌گریید.

Tags: , , , , , , ,