سقفمون افسوس و افسوس
کارمون شده مرثیه سرایی برای درگذشته ها. خوب پس با این حساب چی بنویسم برای منوچهر احترامی که فوت کرده؟!
یادمه دو سه سال پیش کتاب بچه ها من هم بازی رو از غرفه گل آقا گرفته بودم و ازش که همون جا نشسته بود خواستم تا برام امضا کنه. بهش گفتم کاش مجموعه کتاب های حسنی رو که بچه بودم برام خوانده بودن و حفظ بودم رو میاوردم تا امضا کنه. ناراحت شد گفت اگه اونا رو میاوردی دعوات می کردم.
حالا هم یک ضدحال بزرگ خوردم. خاطره همه کودکانی که تو ده سال اول بعد از انقلاب به دنیا اومده رفته اون دنیا. حالا مثل بقیه که بعد فوتشون انگشت حسرت گزیدیم و مرثیه نوشتیم، برای احترامی هم داریم همین کار رو می کنیم.
عنوان بعضی از کتابهای احترامی که من می خواندم:
دویدم و دویدم
حسنی نگو یه دسته گل
گربه ی من نازنازیه همه ش به فکر بازیه
دزده و مرغ فلفلی
نظرات
چرا نمیخواهیم از جایگاه خدایی برخیزیم ودر جایگاه بندگی بنشینیم ؟
Posted by: فرید صلواتی | February 16, 2009 11:28 AM
چی کار میشه کرد علی جون!؟لا اقل این آدمها اونقدر احترام پیش دیگرون داشتند که بعد از مرگشون ذکر خیرشون باشه.وای به حال ما
Posted by: پیشوا | February 18, 2009 10:35 PM