« یادته؟! بوسه پنهون یادته؟ | آدم اول | نگاهت را دوست دارم »

سوء تفاهم نشه ها! معشوق من خیالیه

می‌نویسم از روی عاشقی. از روی قلبی که خالی می ‌شود به آنی و چشمی که خیس می‌شود به علتی.
می‌نویسم اما خیال نکنید معشوقی دارم که روزها و ساعت ‌ها گوشی به دست صدایش را می‌شنوم.
عاشقم ولی معشوق ندارم.
می‌گریم ولی نمی‌دانم برای که.
ببین نازنین به چشمانت قسم تو هستی که نیستی.
به شرابه های مویت که نوازش آفتاب است.
به دریای وجودت که دستانم چون قایقی بر آن موج می‌خورد.
به نامت قسم معشوق من.
خداوند آمد پیش من. باور کن.
سلام کردم.
گفت تو از انتها آغاز می‌شوی.
به ابتدا می‌رسی.
مرا می‌گفت.
نمی‌دانم تو کجای این دنیای ناپیدا انتهای من ایستاده ای.
صبر کن.
من دارم می‌رسم.
فقط چند قدم دیگر مانده است.
تا نوازش باران.
راستی نامت چه بود؟
بگو تو را زمزمه کنم.

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://adam.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/278

نظرات

خیال قشنگی بود.

سلام
چقدر قشنگ بود...گفت تو از انتها آغاز می‌شوی.

به کوک تازه ام سر بزنید..

خدا رحمتش كند شهيد علي صديقي را

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

مرا به خاطر بسپار؟