تا به حال به این فکر کردید که ما ایرانیها از تلفن چطور استفاده میکنیم؟ منظورم زنگ زدن به بعضی شماره هاست.
باید بگم که نصف مردم شماره های سه رقمی رو بلد نیستن. یا می دونن ولی زنگ میزنن و ایجاد مزاحمت میکنن. 118(شرکت مخابرات)، 162(صداوسیما)، 115(اورژانس)، 125(آتش نشانی)، 137(شهرداری) و خیلی شماره تلفن های دیگه که یک نفر اون طرف خط نشسته تا جواب سوالات یا صحبتهای مردم رو در مورد کاری که بهش مربوطه بده.
حالا به جای اینکه مردم درست بدونن کار هر کدوم چیه یا با علم به دانستن، خواسته یا نا خواسته مزاحم این تلفنچی های محترمی میشن که در تعطیلی و غیر تعطیلی سر کار هستن. مثلا برای جدول حل کردن زنگ میزنن به 118، برای پرسیدن شماره کوپن زنگ میزنن به 162، برای خندیدن زنگ میزنن به 115، برای اینکه بچه را ساکت کنند زنگ میزنند به 125 تا کودکشان با یکی صحبت کند و آرام بگیرد. زنگ میزنند به 137 و مثلا میگویند برق کوچه شان رفته.
از قرار معلوم اکثر این شماره تلفن ها برای فرد پاسخگو یک کد اعلام میکند. خدا نکند که یک آدم مریض یا یکی از این شماره ها تماس بگیرد و پاسخ یک چیز بی ربط به وظیفه اپراتور را بخواید. آن وقت اپراتوری که روزی 8 ساعت ملت مخش را میخورند، یک جواب بی ربط تر بگوید یا قطع کند یا با صدایی بالاتر جواب بدهد یا خط خود به خود قطع شود یا به هر علت دیگر تماس گیرنده ناراحت بشود.
آن وقت گوشی را بر میدارد زنگ میزند به آن سازمان و هر طور شده با یک مدیر صحبت می کند که فلان کد چنین کرد و چنان کرد. چه دروغ و چه راست میگوید. مدیر هم از خدا خواسته کارمند را توبیخ یا اخراج میکند. یا اگر مدیر یک واحد دیگر باشد، زیراب مدیر ارتباطات مردمی را پیش مدیر بالاتر میزند. اما شاید کمتر مدیر یا مدیرانی پیدا بشوند که سنجیده عمل کنند و تصمیم بگیرند.
بدتر وقتی است که فک و فامیل مدیر آن واحد یا سازمان برای خود شیرینی یا چاپلوسی و بیماری و خالی کردن عقده یا هر کس دیگری هر روز برای مچ گیری یا سر به سر گذاشتن با این بندگان خدا زنگ بزند و این تلفنچی های محترم را بیازارد. خدا وکیلی گناه این کارها گناه نیست؟!
تا جایی که من میدانم، مخابرات، صدا و سیما و شهرداری هر کدام بیش از 10هزار کارمند دارند. آن وقت هر کدام از این شماره تلفن ها به جز 118، حداکثر 50 پاسخگوی تلفنی دارند که باید به جای تمام 10هزار کارمند جواب پس بدهند و حرفهای مربوط و نامربوط مردم را تحمل کنند. در کنار این هر کسی به خود این اجازه را میدهد که به این افراد هر توهینی بکند یا هر آتویی بگیرد یا به هر جایی زنگ بزند و بگوید فلان کارمند با فلان شماره بد برخورد کرده است.
بگذریم از برخورد مدیران یا بسته بودن چشم آنها بر روی دیگر بخش های زیرمجموعه. بگذریم که کار اصلی اپراتورها چیز دیگری است. بگذریم از اینکه تعطیلی ندارند. بگذریم از اینکه همه عقده هایشان را سر آنها خالی میکنند. بگذریم از اینکه کارشان جزو مشاغل سخت است و حقوقشان کم. بگذریم از اینکه کارشان مغز را نابود میکند و گوش را کرد و چشم را کور. بگذریم از اینکه هر تلفن و فحشی را تحمل میکنند.
شده تلفن را برداریم و در حوزه کاری آنها سوال کنیم؟
شده از اول عید تا حالا به یکی از شماره ها زنگ بزنیم و خسته نباشید بگوییم و خداقوت؟
شده یاد بگیریم از تلفن چطور استفاده کنیم؟
شده یا نشده؟