چی کار کردیم؟؟
7ماه و 2روز از سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی گذشت.
خداییش توی این مدت چی کار کردیم؟!
4ماه و 28روز بیشتر نموندهها.
« September 2007 | آدم اول | November 2007 »
7ماه و 2روز از سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی گذشت.
خداییش توی این مدت چی کار کردیم؟!
4ماه و 28روز بیشتر نموندهها.
این سوال رو کاملا جدی پرسیدم.
مخصوصا زمانی که طرف مقابل که داره باهاش میرقصه رو اصلا نشناسه.
لطفاً هر کسی که این مطلب رو خوند، نظرش رو برام بنویسه.
سلام
خیلی وقته که سلام نکردم.
مدتی هست که میخوام درباره بلوتوث بازی بنویسم ولی وقت نمیکنم.
بگم بده یک سری معترض میشن و اگه بگم خوبه یک عده دیگه.
اما دیدید که دخترها اسم پسر روی بلوتوث هاشون میذارن و پسرها اسم دختر.
البته دختر بلوتوث باز کم داریم. یه بار که یه دختری هر چی عکس مینی بی ناموسی بود برامون فرستاد.
بگذریم. خودم هم نفهمیدم چی گفتم. ولی چیزای بد نفرستید. دیروز یکی از رفقا اعدام دو مرد با یک زن رو برام فرستاد که اون زن تا یک دقیقه تمام در حال جون دادن بود و تقلا میکرد برای زنده ماندن. دلم آتیش گرفت. حساب کنید با یک معده خالی حالت تهوع هم پیدا کنید.
شب موقع برگشتن توی اتوبوس جلویی و عقبی بلوتوث بازی می کردن. هر دو مرد بودن. یکی با نام میترا و اون یکی با نام رویا. نگاه کردم هر دو مسن تر از من و متاهل. به خودم گفتم اینا خجالت نمی کشن انگار. یکی که مدام از اونا میخواست ازم. یکی هم نامردی نکرد و فیلم سر بریدن یک نفر رو برام فرستاد.
منم بلافاصله پاک کردم حالا هم هر چی یاد این فیلم و اون اعدام میافتم؛ حالم بد میشه.
الان توی این نوشته به خیلی چیزا کار ندارم.
ولی انقدر معرفت داشت که کامل حرفم رو درباره مشکلم توی دانشگاه گوش کرد. خیلی ها تحمل شنیدن هم ندارند. البته امیدوارم همین طور که خوب گوش کرد، خوب هم مشکلم حل بشه. البته من که خیلی امید دارم.
راستی نگفتم که چطور دیدمش. توی مصلا برای مراسم احیای شب 21 رمضان نشسته بودم که در باز شد و احمدی نژاد با فاصله 3 نفر جلوی من نشست.
خدا پدر محافظش رو بیامرزه که گذاشت اختصاصی باهاش حدود یک دقیقه صحبت کنم.
امیدوارم مشکل تحصیلی ام توی دانشکده خبر حل بشه.