« مترو رايگان؛ آسانسور تعطيل | آدم اول | آي كمك »

دوست داشتم جايي مي‌بودم كه حتي خدا هم نبود

دوست داشتم جفت پا مي‌پريدم اون ور دنيا.

دوست داشتم اون قدر مي‌خنديدم كه روده هام بتركه.

دوست داشتم چنان گريه مي‌كردم كه دنيا غرق مي‌شد.

دوست داشتم دوست داشته باشم.

دوست داشتم مثل اصحاب كهف مي‌خوابيدم.

دوست داشتم يك چيزي داشته باشم براي خود خود خودم.

دوست داشتم ......

دوست داشتم ......

دوست داشتم ......

دوست داشتم ......

دوست داشتم مي‌پريدم از سر جو/ همچو آهو/ توي جايي كه هيچ كس نبود.

دوست داشتم جايي مي‌بودم كه حتي خدا هم نبود.

دوست داشتم اونجا اون قدر گناه كنم كه هيچ كس نكرده باشه.

دوست داشتم اونجا اون قدر عبادت كنم كه هيچ كس نكرده باشه.

دوست داشتم يك دوربين خيلي توپ داشتم.

دوست داشتم از همون جايي كه هيچ كس نبود عكس مي‌گرفتم.

دوست داشتم عكسام رو مي‌فرستادم براي هيچكس.

دوست داشتم من، ما بودم.

اما هميشه يك اما وجود داره.

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://adam.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/158

نظرات

این اماهمیشه هستش

فكر مي كنم سخت مشغول هدر دادن وقت و انرژي خودت هستي .
گاهي پيش مياد ولي مي دوني اگه تكرار بشه چه بر سر آينده خودمون آورده ايم ؟؟
دانشكده خبر چي شد؟

عالی بود، موفق باشی

سلام رفیق
منم دوست داشتم یکی قبض تلفن و موبایلم رو پرداخت کنه :دی
مطلبت جالب بود ها !
شاد باشی ...

سلام
بازم تو دپرس شدي؟
راستي چرا فكر كردي من بهت ميگم لوووس؟
در ضمن من كسي به نام حنيف نميشناسم اسم شوهرم نحيف است!!!
:)

آدم آقا سری به ما هم بزنید!

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

مرا به خاطر بسپار؟