آی آدم میسوزه
آی دلم میخواد یک چیزایی رو بگم و فریاد بزنم.
آی یک چیزایی اون ته دلم داره وول میخوره.
آی آدم میسوزه وقتی که خودش با دست خودش جلوی دهن خودش رو بگیره.
آی آدم میسوزه وقتی یک چیز نامربوطی مربوط میشه.
آی آدم میسوزه وقتی یهو یه چیزی، یه چیز دیگه میشه.
آی آدم میسوزه وقتی میبینه بعضیها رو یهو جو میگیره.
آی آدم میسوزه وقتی میبینه جوگیرها، خودشون هم نمیدونن چرا جو زده شدن.
آی دارم میسوزم.
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید.
چقدر خنگید.
اون مغزتون رو به کار بندازید.
در ادامه مطلب میتونید صدای مردم تو مترو رو دانلود کنید و بشنوید.
همه داشتن درباره داستان شهرام جزایری میگفتن. کلی ضبط کردم اما برای اینکه جوونم و هنوز هزارتا آرزو دارم، چندتا از صداهایی که ضبط کردم رو میذارم تا بشنوید.
راستی عصری تو ایستگاه مترو آزادی دعوا شد. دعوا یهو از لحظه خروج از واگنی که ما توش بودیم شروع شد. فیلمش رو گرفتم. اما چون حجمش بالا بود نمیتونم آپلودش کنم. یکی که داشت از داخل نگاه میکرد گفت که چاقو کشی شد و یکی شون چاقو خورد. قطار هم حرکت کرد و ادامه دعوا رو ندیدم و نتونستم درست و حسابی ضبط کنم :(
نظرات
سلام. حال شما؟ آي آدم حرصش مي گيره،
Posted by: آرزو | February 23, 2007 12:14 AM
akhey...bo sokhtan miyad!!
Posted by: if | February 23, 2007 6:28 AM