پسر من دختر تو

سلام بانو
بیا از کنار این خیابان آشنا
پیاده راه برویم
تا آن خیابان یک طرفه
قدم هایمان را با هم
بنوازیم بر این سنگ فرش رنگ به رنگ
رنگ و رو رفته
بیا بدویم، لی لی برویم، بپریم، شادی کنیم و مثل کودکان
تو به ریش یکی در میان من بخندی و من به ریش نداشته تو
بعد رو به روی این ماشین ها دست به دست هم خاطره بودن هایمان را جولان می دهیم
اصلا بیا تا خود سینما مسابقه دو بگذاریم
برویم پسر من، دختر تو را ببینیم
می گویند از افطار تا سحر سینما ها نیم بهاست
مثل خاطرات سه شنبه هایمان
سرت را روی شانه ام بگذار تا عطر موهایت را ببوسم
بیا به افتخار مهمانی خدا
ما هم یک لیوان آب طالبی بخوریم
از کجا معلوم
شاید آدم و حوا هم
مثل من و تو عاشقانه هایشان را با یک لیوان آب طالبی تگری قسمت کرده بودند
حوا
بانوی من
بیا برویم

Tags: , , , , , ,

  1. آدم’s avatar

    چم کنی آخاله؟؟؟

  2. سعید قایدی’s avatar

    سلام علی جان
    واقعا عالی بود

  3. آدم’s avatar

    من خدا رو شکر از اینترنت داتک دیگه استفاده نمیکنم. چون خود شرکت مخابرات به اسم مقابله با گران فروشی شرکت های دیگه یا هر چیزی که اسمش رو میذاری داره اینترنت مثلا ۱۲۸ یا بالاتر بدون محدودیت زمانی و حجمی میده که من فعلا کمی تا قسمتی راضی هستم در ضمن خدمات مختلف شرکت های مختلف توی ایران مخصوصا دولتی ها و شبه دولتی ها مثل داتک اگه بدتر بشه و یا تغییری نکنه میتونی مطمئن باشی که بهتر نمیشه

  4. امید’s avatar

    سلام.
    یک سوال کاملاً بی ربط به پست!
    به پست های قدیم شما سری زدم که متوجه شدم از اینترنت ADSL داتک استفاده می کردید و خیلی هم نازاضی بودید، آیا هنوز هم ازشون سرویس می گیری؟ من خودم یکی از کاربران این سرویس هستم و از داتک اکانت گرفتم. خیلی دوست دارم بدونم که این شرکت از گذشته تا حال رو به بهتر شدن رفته یا به همون حالت ایستا باقی مونده.

  5. پدیده’s avatar

    در برابر شیوایی قلمتان ،فقط درس پس میدهم…

  6. پدیده’s avatar

    من فردایی را به نظاره نشسته ام که تمامی روز هایمان نیم بها محاسبه میشود و کسی دیگر به ان بهای کامل نمیدهد.من روزهایی را میبینم که دست در دست هم قدم زدن گویی برای بعضی تمسخر و ریاست و برای بعضی نهایت معاشقه.من روزهایی را ورق میزنم که سینما دیگر دربهایش برای خانه عروسک باز نمیشود جز فیلمهای زرد.و من برای تمام لحظه هایی که میتوانستم باشم و نبودم غبطه خواهم خورد.من برای کشتن منیتم قدم به بیراهه میگذارم تا شاید در نوای ربنای دم افطاری که من از روزه اش فراریم راهی دیگر برگزینم.من برای لی لی رفتن در گوشه پیاده رو لحظه شماری میکنم اما سهم راه رفتنم بروی جدول خیابان بیشتر از آن است که به زمین تخت اکتفا کنم.خلاصه امر من یادم رفت که این من بودم یا من بالاخره منیتم را در آبمیوه گیری برای تهیه آب طالبی له نمودمو و عصاره اش را در وجود جانان فرو نشاندم.
    من،پدیده،نه!ناپدیدم…
    _________________________________________________
    جوابیه آدم: قربون دستت دفعه دیگه نزدیک به دیپلم بنویس که منم بفهمم

Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>