سلام بانو
بیا از کنار این خیابان آشنا
پیاده راه برویم
تا آن خیابان یک طرفه
قدم هایمان را با هم
بنوازیم بر این سنگ فرش رنگ به رنگ
رنگ و رو رفته
بیا بدویم، لی لی برویم، بپریم، شادی کنیم و مثل کودکان
تو به ریش یکی در میان من بخندی و من به ریش نداشته تو
بعد رو به روی این ماشین ها دست به دست هم خاطره بودن هایمان را جولان می دهیم
اصلا بیا تا خود سینما مسابقه دو بگذاریم
برویم پسر من، دختر تو را ببینیم
می گویند از افطار تا سحر سینما ها نیم بهاست
مثل خاطرات سه شنبه هایمان
سرت را روی شانه ام بگذار تا عطر موهایت را ببوسم
بیا به افتخار مهمانی خدا
ما هم یک لیوان آب طالبی بخوریم
از کجا معلوم
شاید آدم و حوا هم
مثل من و تو عاشقانه هایشان را با یک لیوان آب طالبی تگری قسمت کرده بودند
حوا
بانوی من
بیا برویم
…
-
سلام.
یک سوال کاملاً بی ربط به پست!
به پست های قدیم شما سری زدم که متوجه شدم از اینترنت ADSL داتک استفاده می کردید و خیلی هم نازاضی بودید، آیا هنوز هم ازشون سرویس می گیری؟ من خودم یکی از کاربران این سرویس هستم و از داتک اکانت گرفتم. خیلی دوست دارم بدونم که این شرکت از گذشته تا حال رو به بهتر شدن رفته یا به همون حالت ایستا باقی مونده. -
من فردایی را به نظاره نشسته ام که تمامی روز هایمان نیم بها محاسبه میشود و کسی دیگر به ان بهای کامل نمیدهد.من روزهایی را میبینم که دست در دست هم قدم زدن گویی برای بعضی تمسخر و ریاست و برای بعضی نهایت معاشقه.من روزهایی را ورق میزنم که سینما دیگر دربهایش برای خانه عروسک باز نمیشود جز فیلمهای زرد.و من برای تمام لحظه هایی که میتوانستم باشم و نبودم غبطه خواهم خورد.من برای کشتن منیتم قدم به بیراهه میگذارم تا شاید در نوای ربنای دم افطاری که من از روزه اش فراریم راهی دیگر برگزینم.من برای لی لی رفتن در گوشه پیاده رو لحظه شماری میکنم اما سهم راه رفتنم بروی جدول خیابان بیشتر از آن است که به زمین تخت اکتفا کنم.خلاصه امر من یادم رفت که این من بودم یا من بالاخره منیتم را در آبمیوه گیری برای تهیه آب طالبی له نمودمو و عصاره اش را در وجود جانان فرو نشاندم.
من،پدیده،نه!ناپدیدم…
_________________________________________________
جوابیه آدم: قربون دستت دفعه دیگه نزدیک به دیپلم بنویس که منم بفهمم

۷ comments
Comments feed for this article
Trackback link: http://adam.ir/پسر-من-دختر-تو/trackback/