دور میدون ولیعصر دختر معلولی رو دیدم که پارچه سبزی بسته بود به مچش. دست راستش رو به حالت پیروزی بالا برده بود. عکس میرحسین رو با دست چپ به سینه چسبونده بود و از کنار جمعیت میگذشت.
رفته بودم بالای پل اتوبان همت. ردیف ترافیک اتومبیل هایی رو می دیدم که که اقلا بیست به یک پارچه سبز بسته بودن به آنتن یا عکس میرحسین به ماشینشون بود. گاه گداری هم یک ماشین احمدی نژادی عبور می کرد.
چندتا پسربچه دبستانی یا راهنمایی رو دیدم که عکس های میرحسین رو گرفته بودن و براش تبلیغ می کردن. رفتم جلو و گفتم شماها هم مگه رای میدید؟ گفتن دوست داریم ولی نمی تونیم. گفتم پس چرا تبلیغ میکنید؟ گفتن آخه میرحسین رو دوست داریم و شعار میدادن. بهشون گفتم خوب چرا به احمدی نژاد رای نمی دید؟ زدن زیر خنده. گفتن شما سیاسی هستید. انگار که خیال کردن من امنیتی و اطلاعاتی هستم. فوری در رفتن از ترس.
من به این فکر میکردم که اگه لایحه کاهش سن رای دهنده ها رو که احمدی نژاد به هوای رای آوردن خودش برده بود مجلس، علیه خودش استفاده بشه.
میدونم که شاید پیروزی او تغییر زیادی در وضعیت معیشتی مردم به وجود نیاره. ولی حداقل چیزی که به دنبال خواهد داشت نبود سایه احمدی نژاد رو بر مملکت خواهد داشت. بسیاری از مردم با توجه به همین برداشت باز هم بر سر انتخاب موسوی اصرار دارند.
احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی یکی از بدترین کارهای انسانی رو انجام داد. نمی خوام لفظ بدی به کار ببرم. ولی از گروکشی بدتر در سیاست نداریم. اینکه در مناظره با کسی بزنی به جاده خاکی و حرف هایی بزنی که ربطی به کسی نداره و کلی دروغ سر هم کنی.
مثلا اگه در چهار سال ۳۲۰هزار تیتر علیه دولت و احمدی نژاد مطبوعات زده باشند، میشه به عبارتی روزی بیش از ۲۰۰ تیتر. خوب این یعنی تقریبا همه روزنامه های موافق و مخالف دولت علیه دولت مطلب مینوشتند.
کاش به جای این چیزا میگفت تکلیف این تورم فزاینده تا کجا میخواد پیش بره؟!
خیلی بده که کسی بدونه رای نمیاره و برای برگردوندن نگاه مردم، به هر ترفندی متوسل بشه و آخرین تیر ترکشش رو رو کنه و بخواد این طوری رای بگیره. به نظرم کار تمیزی نیست. همه برگه ها رو نباید اول یک مصاحبه رو کرد. گاهی آس پیک رو باید آخر بازی رو کرد. احمدی نژاد دیگه حرفی برای گفتن نداره. هیچ برگی تو دستش نمونده. مگه بتونه ….
دولت انگلیس بلافاصله ادعای احمدی نژاد رو تکذیب کرد. این یعنی نهایت ضایع شدن یک نفر.
احمدی نژاد به جای دفاع از کارهایی که کرده دست به مقلطه کاری زد و عکس ناموس کسی را نشان ملت میدهد و با لفظ خاصی صحبت میکند.اگه درباره ناموس من کسی این طور صحبت میکرد، تکه تکه اش میکردم.
خیلی بدم اومد. همون یه خورده علاقه ای که به رییس جمهور کشورمون داشتم هم از بین رفت.
از ته دل و با تمام وجود امیدوارم احمدی نژاد رای نیاره.چون کسی که اخلاق نداره نمیتونه ادعای اسلام و انقلاب و امام زمان (عج) کنه.
حالا اون کسایی که اسمشون رو آورد هر کاره ای که میخوان باشن، مردم همه رو از اول انقلاب میدونن. کاش اسم جدیدتری میگفت و بیان میکرد که علت این همه فامیلی تودرتو در دولت نهم برای چیه؟! کاش میگفت بزرگ ترین بساز بفروش های ایران توی دولتش چی کار میکنن. کاش میگفت که تغییر ساعت ها چه ضربه محکمی به بدنه اقتصاد کشور وارد کرد.
به هر حال دیگه خسته شدیم. زمان خستگی در کردنمون رو خودمون باید بسازیم.
خیلی تندتر میخواستم بنویسم. ولی بهتره تا همین قدر بسنده کنم. بگم که خالی بندی مفتکی هست و کنتر نمی اندازه. امیدوارم که اگه منم خالی بستم، خدا جوابم رو بده. ولی خدا کی میخواد جواب خالی بندی بعضی ها رو بده، من نمیدونم.
الهم عجل لولیک الفرج
Tags: ادب, امام زمان (عج), خالی بندی, دولت, مناظره, میرحسین موسوی

No comments
Comments feed for this article
Trackback link: http://adam.ir/وقتی-که-ادب-و-دولت-مرد-یکی-است/trackback/