
ببخشید تو رو خدا. ولی باید بگم که من اصلا از اون پسرا نیستم که مدل موهام رو سیخی و فری و خسته و فلان و فلان بکنم. ولی اینایی که میبینید عکس شاخهایی هست که روی سر من سبز شده. شاید فردا پس فردا مدل شاخ هم مد شد.
خدا رو شکر به مدد کمک ها و همذات پنداری های مدیر عزیزمون امسال ما از محرم خیلی چیزها فهمیدیم. چون تمام این روزها رو تا بوق سگ سر کار بودیم و زمانی که خیر سرمون برای خوابیدن برمیگشتیم خونه.
این شب ها با عزادارانی مواجه میشدیم سیاه پوش [خدا قبول کنه] که نمیدونم چرا انقدر فاصله هاشون به هم چسبیده بود. منظورم خواهران و برادران عزادار هست که با آخرین مدهای عزاداری و لباس های سیاه و موهایی که انگار از بس زده بودن تو سرشون به اون شکل در اومده بود و لباسهایی که نمیدانم برهنه بوده اند و سینه زدند یا از شدت بی قراری و ضجه زدن و اشک ریختن و زنجیر زدن قسمت های خاصی از بدنشون آروم آروم پیدا یا پوسیده و پاره شده بود.
نه انگار دوزاری ما زیادی سوخته است که هنوز به چند جمله زمزمه زیر لب و فکر کردن به اینکه چرا حدود هزار و چهارصد سال پیش چنین شد و به قطره ای اشک و لقمه ای نان و برنج به قصد تبرک اکتفا میکنیم.
بله من خیلی از مرحله پرتم. چون نفهمیدم از تاسوعا و عاشورا چطور باید فیض ببرم. نمیدانستم عزاداری های جدید چگونه است. ولی یاد گرفتم که از سال دیگه درست عزاداری کنم. مثل خیلی از هم سن و سال های خودم. مینویسم تا اگر شما هم خواستید این طور عزا داری کنید.
۱٫ به بابا و مامانتون بگید دارید میرید عزاداری و معلوم نیست کی برمیگردید خونه.
۲٫ دوتا سیم بزنید به دو قطب باتری ماشین و دستتون رو ۵دقیقه بگیرید بهش.
۳٫ بعد با دوستاتون برید به شلوغ ترین نقطه شهر. جایی که مقدار زیادی جنس مخالف باشه. بعد میتونید به جای سینه زنی بزنید به سینه دیگران. مگه فرقی هم میکنه؟ سینه من و اون نداره که!
۴٫ شب هم با تعدادی از سینه چاکان قرار بذارید و سوییچ ماشین باباتون رو بپیچونید یا ماشین (هرچی مدل بالاتر بهتر) دوستاتون رو بردارید. برید دنبال دسته راه بیفتید با ماشین. البته منظورم یه دسته جنس مخالف تو ماشین جلویی هست.
۵٫ بعد هم خوب کی به کی هست؟ چراغها که خاموش شده برای عزاداری و سینه زنی. خدا هم چراغ آسمون رو خاموش کرده تا مردم راحت تر به برن تو حس عزاداری.
۶٫ خوب آخرش هم که حسابی خسته شدید و عرق ریزون شدید میتونید مثل گرسنه هایی که یک ماه هست هیچی نخوردن و رنگ غذا رو ندیدن یا تازه از یک جزیره دور افتاده پیداشون کردن دم هر تکیه یا مسجد و خونه ای که دیدید دارن خوردنی میدن همون وسط خیابون ترمز کنید و برید بخورید. چه ایرادی داره؟ خدا که دوستتون داره ماشاء الله که معده ها هم پر شدنی نیست. در ضمن خدا بیامرزه پدر اونی رو که یخچال و فریزر رو اختراع کرده. گوشت و برنج و مرغ هم که شده کیلویی خدا تومن. پس چی بهتر از مال مفت خوری و عزاداری مدرن؟
۷٫ شب رو هم اگه بر نگشتید خونه ایرادی نداره. کی به کی هست؟ خونه خالی که راحت گیر میاد تو این شبها. تازه میتونید با یتیمها و بیخانمانهای خیمه سوخته واقعه کربلا همذات پنداری کنید.
شب بخیر. راستی این مطلب سیاسی نیست ها !!!
اشتباه نکنید. اجتماعی هم نیست. انشاء هست.
مثل قضه مرد کبابی که داشت منقل رو باد میزد. یک زنبور رد شد. شروع کرد به داد زدن که بلالیه بلالیه
Tags: بلالیه, بوق سگ, بی خانمان, تاسوعا, خاموش, خسته, خیمه سوخته, سبز, سیاه پوش, شاخ, عاشورا, عرق ریزون, چراغ, کبابی, یتیم
-
aali bood kolli khandidim merci azin tabe latifetoon amma ey kash azin shabha chandta aks ham tahiyye mikardin
——————————–
آدم: خدا خیرت بده. آخه من که دوربینم رو غلاف کردم. تازه همچین پینگلیش نوشتی که سواد ناقص من کلی یاتاقان زد تا به آخر پیغامت رسیدم. امسال من هیچ روزی نتونستم تو مراسم شرکت کنم. ولی یه عکس حتما از عکس هایی که پارسال از مراسم تاسوعا و عاشورا گرفتم می ذارم تا ببینید. -
فقدان دوست و همکار عزیزتان را تسلیت می گویم. حس می کنم درد و رنج عمیقتان را.یک سوال داشتم که ممنون میشم اگر پاسخ بدهید.
چرا در هیچ سایت و وبلاگی حتی یک عکس از مراسم برگزار شده برای مهران قاسمی اثری نیست؟ نه مراسم خاکسپاری نه مجلس ختم و نه مراسم انجمن صنفی؟
———————————————–
آدم: من فقط تو مراسم تشییع و ختم مهران بودم. تو مراسم های دیگه نبودم. با اینکه عاشقش بودم ولی می دونم که دیگران هم عاشق مهران بودن. باید جای اون عکاس ها میبودید تا ببینید که دستتون قدرت برداشتن دوربین و فشار دادن دکمه شاتر رو نداره.

۵ comments
Comments feed for this article
Trackback link: http://adam.ir/عزاداریهای-مدرن-قبول-باشه/trackback/