سلام
الان ساعت حدود ۷:۱۵ صبح دومین روز تیر هست.
با اجازه تون من الان نشستم توی غذا خوری دارم از اینترنت فیض می برم.
خواستم روز اول ببینم چقدر تو راهم تا برسم به دانشگاه.
البته زیادی زود رسیدم.
دیشب حددود ۳۰دقیقه بامداد از سر کار رسیدم خونه و ساعت ۵:۳۰ از خونه بیرون اومدم.
از اول شریعتی تا یک چهارراه پایین تر از دانشکده رو پیاده اومدم.
ولی باز با این حال ساعت ۷رسیدم تو دانشکده.
اصلا همه چیز از ذهنم پرید.
یادم رفت چی می خواستم بگم.
تو دانشکده هیچ کس نیست.
حتی مگس هم پر نمی زنه.
با اجازه من برم.
این پشه ها بیچاره کردن ما رو.
دهن آدم رو سرویس می کنن.
من رفتم پشه ها رو…
Tags: اجازه, تیر, دانشکده خبر, دانشگاه, شریعتی, غذا, مگس, پشه
-
کمممممکککککککککککک
کمککککککککککککککککککککککک
نمیتونم لینک بدم
ایمیل شکر خواه رو ندارم
کمممممممممممکککککککککککککک

۴ comments
Comments feed for this article
Trackback link: http://adam.ir/عجب-روزگار-قاراش-میشی-است-نازنین/trackback/