حوا نمی‌دانم چرا

از کودکی هرکه را که گیسویی از خرما داشت و ردی از گل یخ در چهره اش، دوست داشتم. نمی دانم چرا.
برف که بارید مرا خبر نکرد و رفت. نمی دانم چرا.
بوی خرما پزان می‌آید در این زمستان استخوان سوز. نمی دانم چرا.
پر از عشق شده بودم. دست در موهایش می‌کشیدم و بر چشمش. می‌فشردمش در آغوش. سینه بر سینه. پیشانی‌اش را، گونه اش را، چشمانش را، گردنش را، لبش را بوسیدم. چشم باز کردم. داشتم با نقش گل بالش، عشق بازی می‌کردم. نمی دانم چرا.
نیست ولی می‌آید. کی را نمی‌دانم. خدا می‌داند. اما نمی دانم چرا.

Tags: , , , , , , , , , , ,

  1. آبجی سمیه’s avatar

    ,عاشقانه ای آرام با بالش

  2. ساره’s avatar

    می‌آید حوا هم روزی

  3. م.ع.’s avatar

    در عین کوتاهی و ایجاز، زیبا بود؛ زیبا و …

  4. حسین’s avatar

    salam.podr daram. vali ba benzin avaz mikonam.

  5. آزاده’s avatar

    آدم برفیش خیلی خوشگل بود.
    راستی اگه پودر لباس شویی میخوای فروشگاه سپه تجرش و سپه پشت حسینیه ارشاد جفتشون دارن.

Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>