برای حمیدرضا بازگشا اقدم

حوالی کوچه باد
رقص باران
خاطره می‌شود
اعلامیه می‌دهم به روزنامه
اشک‌‌هایم را لابه‌لای ابرها گم کرده‌ام
———————————————-
حمیدرضا بازگشا میگه دیگه نمی‌خواد وبلاگ بنویسه. بهش بگید ادامه بده. بازم بنویسه.
http://aina.blogfa.com

Tags: , , , , , ,

  1. elham’s avatar

    عصر ما عصر فریبه عصر اسمهای غریبه
    عصر پژمردن گلدون چترهای سیاه تو بارون
    شهر ما سرش شلوغه وعده هاش همه دروغه
    آسموناش پر دوده قلب عاشقاش کبوده
    کاش تو قحطی شقایق
    بشینیم توی یه قایق
    بزنیم دلو به دریا
    من و تو، تنهای تنها
    خونه هامون پر نرده پشت هر پنجره، پرده
    قفسا، پر پرنده لبای بدون خنده
    چشما خونه سواله مهربون شدن محاله
    نه برای عشق میلی نه کسی به فکر لیلی
    کاش تو قحطی شقایق
    بشینیم توی یه قایق
    بزنیم دلو به دریا
    من و تو تنهای تنها
    اونقده میریم که ساحل از منو وتو بشه غافل
    قایقو باهم میرونیم اونجا تا ابد میمونیم
    جایی که نه آسمومونش نه صدای مردمونش
    نه غمش نه جنب و جوشش نه گلای گل فروشش
    مثل اینجا آهنی نیست مثل اینجا آهنی نیست
    پس ببین، یادت بمونه کسی هم اینو ندونه
    زنده بودیم اگه فردا وعده ما لب دریا

  2. گمنام’s avatar

    و من می گریم.آنچنان که بی پناه ترین هستی ام…و تنهاتر از خودم،و هیچ در خیالم نیست جز بهشت نگاه او…آنکه می گرید و می سوزد و می خواند و در چشمانش همه عشق است
    با آرزوی موفقیت

Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>