ملت جیغ میکشن نارنجک می ترکونن بعضی ها الله اکبر میگن. بعضی ها هم خوابن. بعضی ها هم فحش میدن و لعنت می فرستن به آمریکا و اسرائیل و آلمان و انگلیس و فرانسه و تایلند و آذربایجان و …
از فردا صبح اگر ببره همه به هم میگن و اتفاقات مراسم رو تعریف میکنن. اگر نبره ملت فحش میدن و از بزرگ و کوچیک بد و بیراه میگن. اگه هم اون کارگردان اسرائیلی جایزه ببره، حتی طرفداران اسرائیل در ایران هم موضع ضد اسرائیلی میگیرن.
از وقتی که گروهی سازنده های فیلم برگردن، عده ای میریزن جلوی فرودگاه “اصغر فرهادی” رو سر دوش می گیرن. عده ای کاغذ میگیرن و اونو عامل استکبار و ضد وطنی خطاب قرار میدن و بگن چرا رقیب یک اسرائیلی بوده و رفته رو تشک اسکار، عده ای از تندروهای دو طرف همونجا با هم دعوا میکنن. پلیس مجبور به دخالت میشه. عده ای جو گیر می پرن وسط میگن ما سه نفرو با هم کجا می برین؟!!!
فردا شب تلویزیون مجبوری چندتا بخش خبری، مراسم اسکار رو اعلام میکنه با تصاویر شرکت کنندگان ایرانی که کراوات و پاپیون زدن و موهاشون انگار اومده بیرون.
میانه روهای اصولگرا میگن خود دولت و وزارت ارشاد لطف کرده باعث حضور این فیلم به عنوان نماینده ایران در اسکار شد پس باید فرهادی حق نمک رو به جا بیاره. میانه روهای این طرفی هم میگن که فرهادی اتفاق جدید و راه جدیدی رو باعث شد و مقامات سینمای ایران باید اجازه حضور فیلم های اینچنینی رو بیشتر به سینماگران بده و خانه سینما بازگشایی بشه.
ایرنا تیتر میزنه که این اتفاق با حمایت دولت صورت گرفته. فارس تیتر میزنه که اسکار جایزه ای غیر مهم هست و اعطای جایزه موضع گیری سیاسی هنری غرب علیه ایران هست و فرهادی کار شاقی نکرده. رجا نیوز شروع میکنه به یادداشت نوشتن. سایت این وری هم که نداریم. ایلنا هم اون وسط یه چیزی میگه تو مایه های فرهادی برنده بلامنازع اسکار. بنده خدا ایسنا هم این وسط نخودی هست نمیدونه به میخ بزنه یا به نعل.
انتخابات و تبلیغات که با چراغ خاموش شروع شده و داره جلو میاد تا تو روزهای آخر پاشو بذاره رو گاز، بیشتر تحت تاثیر جو تبلیغات “جدایی نادر از سیمین” قرار میگیره.
بحث خانه سینما از یک یا دوهفته بعد باز شروع میشه، شمقدری باز موضع میگیره، احمد نجفی، ابوالقاسم طالبی و جهانگیر الماسی به حمایت از وزارت ارشاد مصاحبه میکنن. از این طرف هم شروع میکنن به مصاحبه و گفتگو و یادداشت و …
یک سری میگن “اصغر فرهادی” باید مدیون معاونت سینمایی ارشاد باشه که معرفیش کردن به اسکار. اون یکی هم که هی فحش میده، دنبال فحش جدید میگرده.
طرفداران هم هر روز همایش میذارن و توی دانشگاه ها نمایش فیلم “جدایی نادر از سیمین” رو انقدر میذارن که سی دی فیلم یه سوراخ دیگه پیدا کنه.
یک سری اون وسط گیر میدن که فیلم نماد جنبش سبز هست، یک سری شعار سر میدن که اخراجی ها ۳ رقیب جدی می تونست باشه و اگه دوباره این دو فیلم اکران بشه ده بار بیشتر میرن اخراجی ها ۳ ببینن. حالا هر دو کارگردان و تهیه کننده پولشونو گرفتن گذاشتن جیبشون خوردن یه آب هم روش.
یک ماه بعد چون خانه سینمایی وجود نداره، “اصغر فرهادی” مجسمه اسکار رو گذاشته تو خونه شون. شبی یک عده دزد به خانه اش حمله میکنن تا مجسمه رو بدزدن. لباسای از آمریکا آورده فرهادی رو هم می دزدن که خودشون بپوشن.
از یک ماه بعد آمار طلاق و تقاضاهای جدایی به شدت زیاد میشه چون بعضی ها فکر میکنن اگه جدا بشن می تونن اسکار بگیرن.
یک ماه بعد همه آدما همه چیز یادشون میره و باز یاد دلار و طلا و گوشت و مرغ و حقوق و جنگ و دفاع و تهدید و صابخونه و اجاره و اداره و رییس می افتن.
Tags: اسکار, اصغر فرهادی, جدایی نادر از سیمین, پیش بینی

No comments
Comments feed for this article
Trackback link: http://adam.ir/اگر-جدایی-نادر-از-سیمین-اسکار-بگیره/trackback/