دوست بقالی ماست می فروخت، هیچ وقت نمی گفت ماست من ترشه. ولی چند وقتی هست میگه شیر خوب نباشه، ماست ها گاهی ترش میشه.
یک دوست دیگه یک روز درمیون گند می زد، فرداش ماله می کشید.
دوست دیگه ای ادعای دوستی می کرد.
دوستی تا کم میاورد گوز رو به شقیقه ربط می داد.
دوستی به من می گفت یک سوزن به خودت بزن و یک جوالدوز به دیگران. من گفتم تنم پر از زخم جوالدوزهاست.
دوست دیگه ای چیزایی رو می گفت و با چیزهایی توجیه می کرد که خیلی مسخره و خنده آور تر هست تا قابل قبول.
یکی از دوستام اون یکی دوستم رو زده و له کرده البته با زبان بی زبانی. اون دوست دیگه بلند میشه و خودش رو می تکونه و با پر رویی میگه اینا واسه ما مشت و ماله.
دوست داشتنی ترین دوست گفت بنویس عرضم به حضورت.
Tags: ادعا, بقال, ترش, جوالدوز, دوست, سوزن, شقیقه, ضرب المثل, ماست, ماله کشیدن, مشت و مال, گند زدن, گوز

۱ comment
Comments feed for this article
Trackback link: http://adam.ir/از-روی-دوستی/trackback/