بوی عطرهای جورواجور زنانه، اتاق هایی پر از همهمه و واهمه و رفت و آمد و عجله.

خسته شدم از همه شان.

نخواستن ها و نطلبیدن ها و کار نداشتن ها و کار داشتن ها و کار دادن ها و وقت سپری کردن ها و شاکی شدن ها.

جعبه های روی هم چیده از شیرینی و باربران گس کام از تلخی روزگار.

جشن و سرود و پایکوبی و خستگی و تشنگی عده ای و چک های قلیلی برای لبخندشان.

ساحل سترگ آسمان از آن آنکه بر کارتش نوشته: وی آی پی

ای مردمان خشنود از روزگار خشن ناخشنود.

ای نامداران تازه نام یافته.

ای دارندگان ندار.

ای بینندگان نابینا.

ای شنوندگان کر.

ای نویسندگان بی سواد.

ای خوانندگان بد صدا.

خوش باشید که ساعت روزگار بر دقایق شما می چرخد.

من لب دوخته ام فقط نظاره می کنم.

Tags: , , , , , , , , , ,

خسته، گرفته، داغون، دلگیر، غمناک، ناراحت

هیچ جای تفریحی توی این شهر پیدا نمیشه که یه خورده خودتو سبک کنی

حتی مغازه ها هم بسته هستن و تاریک که ببینی شون

Tags: , , ,

چند ساعت دیگه امتحان خبرنگاری بحران دارم.

اگه این چند تا درس رو نمره بگیرم فارغ التحصیل میشم.

دارم جزوه رو میخونم. درباره راه های مقابله با بحران، خبرنگاری بحران و اینکه بحران چی هست.

به نظرم بیشتر از اینکه بخوایم در ایران به این مباحث بپردازیم، باید به این نکته فکر کنیم که بیش از اونکه بحران داشته باشیم و نیاز به خبرنگاری این حوزه باشه، بحران مدیریت بحران به شدت به چشم میاد.

حساب کنید جنگل های گلستان آتش گرفته، به هر کسی یه آفتابه یا بطری آب با یه بیل میدن میگن روزی ۳۰ هزار تومن بهت میدیم که آتش رو خاموش کنی. خوب اون آدم توی این روزگار گرونی و نداری و بی پولی براش این صرف میکنه که هم آتیش رو روشن نگه داره و هم خاموش کنه. یه روز بیشتر سی هزار تومن بگیره هم براش کلی ارزش مادی داره. هیچ به این فکر نمیکنه که سوختن اون جنگل در دراز مدت ضرر بیشتری از کل اون پولی که میخواد بگیره براش داره.

دارید توی جاده میرید، یه تصادف وحشتناک شده، آدما هنوز تقریبا زنده هستند. ملت به جای کمک صحنه رو تماشا می کنن و باعث ترافیک میشن و نیروهای امدادی به موقع نمیرسن. نکته دیگه اینه که در کشورمون کمک های اولیه یا مقابله با بحران از سنین کودکی آموزش داده نمیشه. وقتی هم که خبرنگار میره سر صحنه میخوان کتکش بزنن و گوشش رو به عنوان تیکه بزرگه بدنش اعلام کنن.

چند سال پیش رفته بودیم خوزستان برای راهیان نور. توی یکی از پادگان ها که رزم شب برگزار کرده بودن برای گردشگرانی که به اون منطقه رفته بودن، یکی از فوگاز ها چون منفجر نشده بود، یک افسر خواست که به صورت دستی منفجرش کنه و خودش هم منفجر شد. خوب اینم یه جور بحرانه. بحران مدیریت و بحران آموزش و بحران خبرنگاری که کسی این خبر رو مخابره نکرد.

تهرانی ها تشنه دیدن چند دانه برف هستن. اما حدود یک روز قبل تر هواشناسی از تلویزیون اعلام میکنه که رودخانه های شمال کشور و استان خوزستان طقیان میکنه و مردم ازش دور بشن. فردا اعلام میکنن حدود مثلا بیست نفر در سیل ناپدید شدن.

لوله کشی های گاز، پالایشگاه ها، ایستگاه های گاز و نفت، محافظت نمیشن، وقتی توی قم یک اقدام خرابکارانه منجر به انفجار میشه، در سکوت خبری به سر می بریم. هیچ حرف و حدیثی از این موضوع در رسانه های داخلی به گوش نمیرسه.

نمونه های مشابه بسیار است. از ترور دانشمندان هسته ای تا حادثه زلزله و انفجار و آتش سوزی، اما نکته ای که بیش از همه به چشم می آید، این است که نه تنها هیچ فکری برای بحران های پیش رو نمی کنیم، بلکه آموزشی برای مقابله با آن ندیدیم و نمی دانیم برای کنترل افکار عمومی بعد از وقوع این رخدادها چه چاره ای پیدا کنیم. حتی به امدادگر یا خبرنگار یا مدیر بحران نمیگیم تا کجا برو جلو و کجا جلو نرو و اختیارات و وظایفت چه چیزایی هست.

Tags: , , , , , , , , ,

داشتم می نوشتم به موسیقی گوش بدید که سرور قطع شد.
دقیقش رو یادم نیست چی می گفتم، ولی نوشته بودم که موسیقی گوش کنید. چون یه آهنگایی هست که به صورت رندم پخش میشن و یهویی شما رو به عمق یا به اوج می برن.
شاد یا غمگین میشید.
ولی به آهنگ گوش بدید.
اون موقع داشتم از خون جوانان وطن لاله دمیده رو می شنیدم برای کلاس فردام که به صورت رندم اومد تو گوشم. اما الان هیچی گوش نمیدم. چشمام داره می افته رو هم. فردا امتحان پایان ترم خبرنگاری بحران دارم. هیچی نخوندم. خوابم میاد.

Tags: , , , , , , , ,

اون بالا، اون بالای کوه های اطراف تهران، حتی تو پیچ و واپیچ های رسیدن به بالاترین جای ممکن، به این نتیجه رسیدم که واقعا چقدر ما انسان ها حقیریم.

حقیر در برابر آفریدگار این کوه ها، حساب کنید تهران حدود ۲۰۰ سال قدمت داره و در طول این سالها ساخته شده و به این وسعت بیریخت رسیده.

اما کوه های اطراف تهران حدود ده هزار سال پیش در عرض چند ثانیه یا چند دقیقه به این شکل زیبا درست شده.

خیلی بزرگه خیلی کوچیکیم.

 

Tags: , , , , , , , , ,

کوه نوردی خیلی حال میده. نشستیم تو تهران و هر روز به این کوه های اطراف نگاه میکنیم. البته اگه هوا اونقدر آلوده نباشه که بشه کوه ها رو تماشا کرد.ما (من و دوستان)  رفتیم کلکچال و تو حسینیه نورالشهدا خوابیدیم. اما چند درس از این جلسه کوهنوردی یاد گرفتم. می نویسم شاید کسی خوند و به کارش اومد.

۱-وقتی می خواید به کوه برید مخصوصا در سرما، اول نرمش کنید تا بدنتون گرم بشه وگرنه وسط راه کم میارید.
۲-سعی کنید شب به کوه نوردی نرید اگه بلد راه نیستید و کسی رو ندارید با کوهنوردی آشنا باشه.
۳-کوه نوردی خوبه ولی وسایلش لازمه. کفش مناسب با عاج برجسته، یخ شکن، یک دست لباس بادگیر، لباس گرم، کلاه و شال، دستکش، کاپشن، آب و دوربین عکاسی.
۴-عصا، طناب، قلاب، خوراکی، کیسه خواب، پتو، چراغ قوه، زیر انداز عینک آفتابی، کرم ضد آفتاب و چیزهای حاشیه ای خودتون فکر میکنید خوب هست اما ضروری نیست ولی به بردنش می ارزه شاید به کارتون اومد. بهتره باند کشی و وسایل بهداشتی و پانسمان همراه داشته باشید خدای نکرده اتفاقی افتاد و به کارتون اومد.
۵-دوربین عکاسی برای اینکه در ارتفاع بالا اونقدر قشنگی می بینید برای عکس گرفتن اگه دوربین نداشته باشید دلتون می سوزه. در ضمن می تونید موقع طلوع خورشید تهران رو ببینید که آروم آروم در سیاهی دود ماشینا پنهان میشه.
۶-سعی کنید موقع کوه نوردی از مسیری برید که پهن و دارای شیب کمتری باشه. موقع گذشتن از جاهای یخ زده خیلی مراقب باشید. از قسمت پرتگاه کوه راه نرید. خیلی خطرناکه. بچسبید به دیواره کوه. اگه باد گرفت سریع بشینید یه وقت سنگ و برف پرتتون نکنه.
۷-به هیچ عنوان در کوه های صخره ای و تو سرما بیرون از پناهگاه نمونید. هر طور شده خودتون رو به پناهگاه برسونید.
۸-جی پی اس خیلی خوبه توی کوهی که نمی شناسید خیلی بهتره.
۹-بعد از اینکه شب خوابیدید و صبحانه خوردید و خواستید راه بیفتید، وقتی برف ها آب شده برگردید تا مسیر برای برگشت ایمن تر باشه.
۱۰-از رانت استفاده کردن خیلی خوبه. یعنی اگه منطقه کوه تحت نظر سازمان خاصی هست، با اون سازمان رابطه پیدا کنید تا بتونید تا بالاترین نقطه ممکن ماشین ببرید یا اونا با ماشین شما رو ببرن. این طوری تو وقت و در هزینه صرفه جویی میکنید. میتونید پز بدید با فلان سازمان رابطه دارید و از مسیری میرید که اکثر مردم حق عبور از اون رو ندارن.

چیز دیگه ای به یادم نمیاد. چون تجربیات کوه نوردی من یک روزه بوده، اگه بیشتر تجربه کسب کردم بازم می نویسم.

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

تو ایران ما همه چیز جالبه!!!

یکی از یکی باحال تر!!!

در تمام دنیا بر سر ارائه خدمات و جذب مشتری رقابت وجود داره.

اما در ایران ما برای بالاتر بردن قیمت کالا و خدمات دعواست و هر کی با نرخ بالاتر کالایی رو به مشتری قالب کرد اون برنده است.

اپراتور اول مثلا خصوصی شد، تالیا اومد و اصلا به عنوان اپراتور حسابش نکردن چون خودی نبود، اپراتور دوم شد ایرانسل، اپراتور سوم شده رایتل یا تامین تلکام یا شرکت مخابراتی که سازمان تامین اجتماعی راه اندازی کرده.

اینم نرخ خدماتش هست. نوشتن تعرفه و خدمات ویژه، شماره رو نمی تونید انتخاب کنید و مجبورید از همون پیش شماره های ارائه شده یکی رو بردارید. نرخ مکالمه و خدمات اینترنتش هم به نسبت توانایی قشر متوسط جامعه بالاست.

خواسته یا ناخواسته باید به همون “همراه اول” دل خوش کنیم.

ایشالا اینا مشتری مدار تر از اپراتور های دیگه باشن. هر چند بعید می دونم چنین چیزی در ایران ما رخ بده.

Tags: , , , , , ,

« Older entries